Mandana In Red

باز هم انتخاب بهترین وبلاگ های زیست محیطی

خودش رو خیلی دلنشین معرفی می کنه؛ «زادگاهم ایران است، فرزند ایرانم»؛ آدم رو با سر می بره وسط شاهنامه؛ فرانک و تهمینه و آرش و جمشید برات زنده می شن؛ و حالا یه مسابقه گذاشته، و چقدر قشنگ از پایه گذار این رسم نیکو یاد کرده؛ پس جمله معرفیش فقط یه شعار نیست، به پندار و کردار و گفتار نیک پایبنده. به سراغش بریم و کارش رو ارج بگذاریم.

نظر سنجی وبلاگ فرزند ایران برای انتخاب بهترین وبلاگ های زیست محیطی در سال ۱۳۸۶

   + Mandana In Red ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

پرونده 86 هم بسته شد

آخرین روز ساله. فردا سال نویی شروع می شه. هیچ احساس خاصی ندارم، هرچی هست حال معمول و روزانه ام هست. می دونم که گذشت زمان به خودی خود چیزی رو عوض یا درست نمی کنه. اومدن این سال نو یا اون نورورز... نه، گذشت زمان فقط استهلاک به دنبال داره. به دعای تحویل سال بسنده کردن ساده انگاریه. بیاین امسال به هم نگیم امیدوارم سال خوبی برات باشه؛ به جاش بگیم امیدوارم سال خوبی برای خودت بسازی. اصلا بیاین هیچی به هم نگیم، فقط تصمیم بگیریم که اگه کاری از دستمون برای بقیه بر اومد انجام بدیم و باری از دوش هم برداریم. به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی... سال ها اینجوری خوب و فرخنده و مبارک می شن نه با شیرین کردن دهن و تعارف و قصه تعریف کردن.
خوشحالم که دیشب از آتیش پریدم. به لطف اداره برق منطقه که سرشاخه ها رو یه ماه پیش هرس کرده بود! ولی من هر شب حاضرم و دوست دارم که آتیش بازی کنم و از روش بپرم. خوشحالم که سال موفقیت آمیزی رو پشت سرگذاشته ام، موانع بزرگی رو پشت سرگذاشته ام، اونجوری که دلم می خواد کار کرده ام و توی کار پای اعتقاداتم ایستاده ام. سخت بود ولی نتیجه اش رو قبول دارم. آدم یا کاری رو انجام نمی ده یا خوب انجامش می ده. شتر سواری دولا دولا فایده نداره. در سالی که داره تموم می شه هیجان های خوب و زیادی داشتم. ولی بهترین چیزی که این سال به من داد دوستهای تازه و خیلی خوب بود. از این بابت خیلی راضی ام. دوباره درس رو شروع کردم و خداکنه که بتونم خوب بخونم و همه چیز جور بشه. دوتا فکر گنده درست و حسابی توی سرم هست که خداکنه بتونم انجامشون بدم. هرکی دوستم داره بهم روحیه بده. به خصوص دومیش اگه بشه برای ایرانمون خیلی خوبه، برای جوونهامون، برای مغزهایی که به حق از اینجا فرار می کنن و می رن.
آهای اهالی وبلاگستان، بچه های داوطلب، دوستای خوبی که بودنتون برام یه دنیا خوشبختیه؛ امیدوارم سال خوبی برای خودتون و بقیه بسازین.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

قیمه و قرمه سبزی

اگه سبزی و گوشت و لوبیا داری توی دیگت می ریزی ظهر هم باید قرمه سبزی بخوری، اگه ظهر در دیگ رو برداشتی و دیدی اون تو قیمه است بدون که صبح توش لپه و گوشت و رب ریخته ان.یه خونه مرتب و تمیز داره بهت می گه که حداقل یک نفر آدم باانظباط توی این خونه پیدا می شه، شاید هم همه شون همینطورن. وقتی از خوندن ترجمه یه داستان ادبی لذت می بری و راضی هستی معلومه که مترجم زبان و فرهنگ هر دو زبان مبدا و مقصد رو خوب می دونسته و خودش هم قلم خوبی داشته... همه اینها خیلی واضحه نه؟ اینقدر که اصلا گفتن نداره. هر علتی معلولی داره و هر معلولی علتی. یه نگاه به جامعه مون بکنیم، به گرفتاریها و مشکلاتی که داریم، به مسائلی که صبح تا شب درگیرشونیم. پس چرا من ایرونی فکر می کنم آدم خوبی هستم؟ اگه من خوبم، تو خوبی، اون یکی خوبه... پس این جامعه که حاصل جمع من و تو و اوست چرا خوب نیست؟ مگه اینکه بگی خیلی هم جامعه خوبی داریم. ایندفعه که شب توی بارون گیر کردی و تاکسی ها مسیر پونصد تومنی رو هزار ازت استوندن جرئت داری غر بزن. اون وقت من می دونم و تو. یا هزاران مورد مشابه که شاید خودت هم توی خیلی هاش مسئول باشی. غر زندن اینقدر کار راحتیه که نگو. اگه من و تو از چیزی واقعا خسته و بیزاریم، باید یه تکونی به خودمون بدیم و عوضش کنیم، اگه این کار رو نمی کنیم یعنی که الکی داریم غر می زنیم و اونقدرها هم باهاش مشکل نداریم. ولی اگه حال تکون خوردن نداریم هی هم نشینیم غر بزنیم و بگیم لیاقت ما این نیست که، تقصیر بقیه موجودات عالمه! نه خیر لیاقت ما همونه که داریم.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

به دنبال مفیستو می گشتم تا روح خود را به او بفروشم

به سمت دیگه سیاره ام رفته بودم. گل سرخ خودخواه رو هم فرستادم به زمین، به این امید که روباه اهلیش کنه.
دربازگشت به این سوی مجازی سیاره ام، یک دسته گل شب بوی سفید و بنفش انتظارم رو می کشید.
سلام به تمام دوستان فضای مجازی. دلم براتون تنگ بود، هزاران حرف داشتم که بگم، انگشت هام در اشتیاق دویدن روی کلیدها بودن، ولی نمی تونستم بنویسم.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()