Mandana In Red

خوش به حال اين زن

این روزها توی خیابونهای شهر فقط به یک چیز فکر می کنم. به این زن. زنی که راحت و آروم از ون پیاده می شه، یه گوشه توی سایه می ایسته، کاری نداره جز نگاه کردن به دیگران و تکیه زدن به مسند خدا و به جای اون حرف زدن و عمل کردن. و وقتی شیفتش تموم می شه، دوباره راحت و آروم سوار ون می شه و می ره. خوش به حالش. اگه خوش اخلاق یا بداخلاقه، خوش به حالش. اگه سخت گیر یا آسون گیره، خوش به حالش. اگه حقوقش کم یا زیاده، خوش به حالش. اگه خسته می شه و گرما اذیتش می کنه یا نه، خوش به حالش. اگه در هر شرایطی هست، خوش به حالش.

خوش به حالش که فقط خط پائین مانتوی منو می بینه، نه نگاه بچه فال فروش رو به طبق میوه های رنگارنگ تابستونی.

خوش به حالش که فقط طول و عرض روسری منو می بینه، نه زخمهای صورت دخترک خوابیده روی مقوای کنار خیابون رو که معلومه هفته هاست آبی بهش نخورده.

خوشا به سعادتش که جای دماغ ردیف بچه های پابرهنه رو روی شیشه ویترین اسباب بازی فروشی نمی بینه، و تنها رنگ روژ لب من جلب توجهش رو می کنه.

چه خوشبخته که نمی دونه جوون رعنایی که پشت سرش ایستاده و داره پارکبانی می کنه فوق لیسانس معماریه، ولی می دونه که دختر و پسری که دارن از عرض خیابون رد می شن به هم محرم نیستن.

چقدر راحته که نمی دونه دختر آرایش کرده ای که مدتهاست اون طرف کنار خیابون ایستاده و نگاه بی فروغ بی امید بی آینده اش رو به شیشه جلوی ماشینها دوخته خواهر بزرگتر همون دخترک صورت زخمیه.

چرا آرامش نداشته باشه وقتی متوجه عرق ریختن زن مسن گلفروش سر چهارراه توی ظهر تابستون داغ نیست.

وقتی اینها رو نمی بینه کوه سربی رو که روی تهران قد برافراشته می بینه؟ یا رود منواکسید کربنی که با هر نفس توی نایژک های نوزاد همسایه اش جاری می شه؟

خدایا، این هم زنه، سعیده قدس هم زنه؟ که بچه اش رو به درد سرطان ازش گرفتی و حالا مادر صدها و شاید هزاران بچه سرطانی بی بضاعته و شب روز داره می جنگه و تلاش می کنه که دوای درد این بچه ها و مرهم زخم دل مادر و پدرشون رو فراهم کنه و اگه امروز منو ببینه، فردا به خاطر نمیاره که من کی بودم و چه شکلی بودم و چی پوشیده بودم. خدایا، زن بودن، نه به معنای جنسیتی، که به معنای قلب یک زن رو داشتن؛ کدوم یکی از اینهاست؟

خدایا،‌ تو رو نمی دونم؛ ولی من دیگه تحمل دیدن این صحنه ها رو ندارم. خدایا، می دونی تحمل نداشتن یعنی چی؟ می دونی این موجودی که آفریده ای قدرت تو رو نداره؟ و یادت هم هست که دوتا چشم بهش دادی برای دیدن دنیایی که مخلوق خودته؟ خدایا شکرت به خاطر همه نعمت هایی که به من داده ای، ولی خدایا، اون زن چه ارج و قربی پیش تو داشته که اینقدر راحت و آروم و خوشبخت آفریدیش؟ چرا اینقدر تفاوت؟ خدایا چرا به اونی که چشم دیدن دادی، قدرت تغییر دادن رو نبخشیدی؟

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

نه سياسی، نه صياصی، نه ثياثی!

جناب دکتر قالیباف،

بنده نه سیاسی هستم، نه صیاصی و نه ثیاثی؛ دلیلش هم همین که یه وبلاگ نویس ساده بیشتر نیستم، که اگه بودم الان توی این مملکت پشت یه میز حداقل دو سه متری نشسته بودم و ای کاش که اینطور بود، چون کم باسواد و وطن پرست نیستم؛ حیف که از سیاست بدم میاد.

ولی جناب دکتر قالیباف، با عرض معذرت این بنده بلاگر کمترین از نوع انسانم و بنا به خواست خدا ناگزیر از سوزاندن اکسیژن. حالا اگه این از نظر شما سیاسی بازی و جرم سیاسیه، لطفا انگ سیاسی بازی رو به خدا بزنین که بنده رو اینجوری خلق کرده نه به من. جناب قالیباف، جنگل های لویزان و سرخه حصار که از امروز دوباره تخریبش رو شروع کرده اید همین یه ذره اکسیژن باقی مونده در هوای تهران رو تامین می کنن که اگه به نظر شما کاربری های بهتری می تونن داشته باشن ما هم حرفی نداریم، به فرموده می ریم گازسوز می شیم؛ فقط لطف کنید بگین ایستگاههای تحویل گاز رو در سطح تهران افزایش بدن که همین الان هم با طرح سهمیه بندی بنزین به اندازه کافی شلوغ شده اند! البته اگه ادامه حیات ما توجیهی داره، چنانچه در مطالعات طرح توجیهی شهر تهران شهرداری به این نتیجه رسیده که ادامه همین حیات غیرمطلوب شهروندان هیچ گونه توجیه اقتصادی - اجتماعی نداره که هیچی خوب می ریم می میریم؛ چون با این سیستم تنفسی فعلی که طبیعت بی خبر از لذت توسعه مدام به ما داده ظاهرا چاره دیگه ای هم نداریم. عین دایناسورها که منقرض شدن نسل ما هم منقرض بشه بلکه مردمان عاقل تری از جاهای دیگه بیان و در این سرزمین ساکن بشن، از همونهایی که ساده ترین اصول و قوانین طبیعت رو می تونن تشخیص بدن.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

به افتخار همه شنگول خان ها

تازگی ها وبلاگم شاهد ظهور پدیده بی نظیری بوده به نام شنگول خان! که اصلا منو یاد هیچکس نمی اندازه! اگه می خواستیم روال لحن کامنت های که این رفیق نادیده و از آسمون افتاده مون رو با نمودار نشون بدیم فکر کنم می بایست تا ارائه ویرایش ۳۰۰۷ مایکروسافت اکسل صبر می کردیم که این کار امکان پذیر بشه! یا اگه مارکز بودم شاید این کامنت ها رو به هم می دوختم و یه داستانی درمیاوردم جادویی تر از «از عشق و شیاطین دیگر»! به هرحال این رفیقمون خیلی دوست داره معروف بشه. من هم که بخیل نیستم. این پست رو می نویسم به افتخارش و تقدیم می کنم به همه شنگول خان هایی که فکر می کنن خیلی آدمهای نخبه تر و بهتری هستن، ولی حتی شهامت ندارن بگن کی هستن. یادم نمی ره سر هماهنگی های تجمع جلوی سازمان محیط زیست برای مژگان جمشیدی نوشته بود الان همه تون زر زر می کنید ولی بعد می بینیم که می رین یا نه! که من هم در جوابش نوشتم زر زر اونی می کنه که صبح به صبح دست و روت رو می شوره! اون روز مژگان توی تجمع نبود. من هم نرفتم. ولی ماها بدون هیچ تظاهر و ادعایی گفتیم که نخواهیم آمد یا بعدش گفتیم که نرفتیم. ولی کسانی که ظاهرا با اصل داستان و دفاع از محیط زیست مشکلی ندارن اما حرفها و حرکت ها و کارهای بقیه رو که در حد توان خودشون دارن تلاش می کنن رو به تمسخر می گیرن و ناچیز می شمرن و تحقیر می کنن خودشون کی هستن و چیکار کرده ان و می کنن که به خودشون حق می دن بیان و توی فضای مجازی همین سرمایه های اندک و پراکنده رو هم در نظر دیگران بی اعتبار کنن؟ واقعا از این کار چه سودی عایدشون می شه؟

شنگول خان؟ تو واقعا فکر می کنی مژگان جمشیدی یا هومن روانبخش یا نسترن ناصریان یا علیرضا آئینه چیان یا سپهر سلیمی یا مرتضی میرزایی یا کیومرث سفیدی یا صفورا زواران یا حمیدرضا میرزاده یا ... بابت این کارها و وبلاگ نویسی از خزانه کشور پولی می گیرن یا منفعتی دارن که اینجوری ازشون طلبکاری می کنی؟ توی کشوری که ملت فقط دنبال فرصت هستن که پول بی زبون ایرانی رو بردارن ببرن فروشگاههای دوبی آشغال بخرن بیارن، همین جمع اندک آدمهای متفکر و مسئول رو بی جهت به باد تمسخر گرفتن و ندیده گرفتن کارهاشون برای کی خوبه غیر از اونهایی که چشم دیدن ایران و فرهنگ و تاریخش رو ندارن و می ترسن که آینده ایران مثل گذشته دورش باشه؟ تو با اون گردهم آیی و اهدافش و شکل گیریش یا هرچیز دیگه اش مشکل داشتی؟ خوب ساکت می موندی یا یه نقد سازنده می کردی اگه واقعا کشورت رو دوست داری و فکر می کنی خیلی باسوادی. گاهی اوقات آدمیزاد ساکت بمونه نمی گن لاله! می گن بچه سنگین رنگینیه! بازم خداروشکر می کنم که به اسم واقعی خودت رو نشون ندادی، و فرصت برگشت رو از خودت نگرفتی و یه روزی می تونی از نو و با شخصیتی متفاوت در وبلاگستان متولد بشی. تو به محیط زیست اعتقاد نداری؟ نیا این وبلاگ ها رو بخون. اعتقاد داری ولی به روش این بچه ها ایراد داری؟ یه وبلاگ راه بنداز و نظرهاتو اونجا بنویس، نقد کن و نقد بپذیر!

پیرو جوابی هم که توی کامنت دونی پست قبلی ام برات گذاشتم متن کامل شعر عقاب مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری رو می گذارم که بخونی و شاید به دردت بخوره:

گشت غمناك دل و جان عقاب

چو ازو دور شد ایام شباب

دید كش دور به انجام رسید

آفتابش به لب بام رسید

باید از هستی دل بر گیرد

ره سوی كشور دیگر گیرد

خواست تا چاره ی نا چار كند

دارویی جوید و در كار كند

صبحگاهی ز پی چاره ی كار

گشت برباد سبك سیر سوار

گله كاهنگ چرا داشت به دشت

ناگه از وحشت پر و لوله گشت

وان شبان ، بیم زده ، دل نگران

شد پی بره ی نوزاد دوان

كبك ، در دامن خار ی آویخت

مار پیچید و به سوراخ گریخت

آهو استاد و نگه كرد و رمید

دشت را خط غباری بكشید

لیك صیاد سر دیگر داشت

صید را فارغ و آزاد گذاشت

چاره ی مرگ ، نه كاریست حقیر

زنده را فارغ و آزاد گذاشت

صید هر روزه به چنگ آمد زود

مگر آن روز كه صیاد نبود

آشیان داشت بر آن دامن دشت

زاغكی زشت و بد اندام و پلشت

سنگ ها از كف طفلان خورده

جان ز صد گونه بلا در برده

سا ل ها زیسته افزون ز شمار

شكم آكنده ز گند و مردار

بر سر شاخ ورا دید عقاب

ز آسمان سوی زمین شد به شتاب

گفت كه : ‹‹ ای دیده ز ما بس بیداد

با تو امروز مرا كار افتاد

مشكلی دارم اگر بگشایی

بكنم آن چه تو می فرمایی ››

گفت : ‹‹ ما بنده ی در گاه توییم

تا كه هستیم هوا خواه تو ییم

بنده آماده بود ، فرمان چیست ؟

جان به راه تو سپارم ، جان چیست ؟

دل ، چو در خدمت تو شاد كنم

ننگم آید كه ز جان یاد كنم ››

این همه گفت ولی با دل خویش

گفت و گویی دگر آورد به پیش

كاین ستمكار قوی پنجه ، كنون

از نیاز است چنین زار و زبون

لیك ناگه چو غضبناك شود

زو حساب من و جان پاك شود

دوستی را چو نباشد بنیاد

حزم را باید از دست نداد

در دل خویش چو این رای گزید

پر زد و دور ترك جای گزید

زار و افسرده چنین گفت عقاب

كه :‹‹ مرا عمر ، حبابی است بر آب

راست است این كه مرا تیز پر است

لیك پرواز زمان تیز تر است

من گذشتم به شتاب از در و دشت

به شتاب ایام از من بگذشت

گر چه از عمر ،‌دل سیری نیست

مرگ می آید و تدبیری نیست

من و این شه پر و این شوكت و   جاه

عمرم از چیست بدین حد كوتاه؟

تو بدین قامت و بال ناساز

به چه فن یافته ای عمر دراز ؟

پدرم نیز به تو دست نیافت

تا به منزلگه جاوید شتافت

لیك هنگام دم باز پسین

چون تو بر شاخ شدی جایگزین

از سر حسرت بامن فرمود

كاین همان زاغ پلید است كه بود

عمر من نیز به یغما رفته است

یك گل از صد گل تو نشكفته است

چیست سرمایه ی این عمر دراز ؟

رازی این جاست،تو بگشا این راز››

زاغ گفت : ‹‹ ار تو در این تدبیری

عهد كن تا سخنم بپذیری

عمرتان گر كه پذیرد كم و كاست

دگری را چه گنه ؟ كاین ز شماست

ز آسمان هیچ نیایید فرود

آخر از این همه پرواز چه سود ؟

پدر من كه پس از سیصد و اند

كان اندرز بد و دانش و پند

بارها گفت كه برچرخ اثیر

بادها راست فراوان تاثیر

بادها كز زبر خاك و زند

تن و جان را نرسانند گزند

هر چه ا ز خاك ، شوی بالاتر

باد را بیش گزندست و ضرر

تا بدانجا كه بر اوج افلاك

آیت مرگ بود ، پیك هلاك

ما از آن ، سال بسی یافته ایم

كز بلندی ،‌رخ برتافته ایم

زاغ را میل كند دل به نشیب

عمر بسیارش ار گشته نصیب

دیگر این خاصیت مردار است

عمر مردار خوران بسیار است

گند و مردار بهین درمان ست

چاره ی رنج تو زان آسان ست

خیز و زین بیش ،‌ره چرخ مپوی

طعمه ی خویش بر افلاك مجوی

ناودان ، جایگهی سخت نكوست

به از آن كنج حیاط و لب جوست

من كه صد نكته ی نیكو دانم

راه هر برزن و هر كو دانم

خانه ، اندر پس باغی دارم

وندر آن گوشه سراغی دارم

خوان گسترده الوانی هست

خوردنی های فراوانی هست ››

 ****

آن چه ز آن زاغ چنین داد سراغ

گندزاری بود اندر پس باغ

بوی بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور

معدن پشه ، مقام زنبور

نفرتش گشته بلای دل و جان

سوزش و كوری دو دیده از آن

آن دو همراه رسیدند از راه

زاغ بر سفره ی خود كرد نگاه

گفت : ‹‹ خوانی كه چنین الوان ست

لایق محضر این مهمان ست

می كنم شكر كه درویش نیم

خجل از ما حضر خویش نیم ››

گفت و بشنود و بخورد از آن گند

تا بیاموزد از او مهمان پند

 ****

عمر در اوج فلك بر ده به سر

دم زده در نفس باد سحر

ابر را دیده به زیر پر خویش

حیوان را همه فرمانبر خویش

بارها آمده شادان ز سفر

به رهش بسته فلك طاق ظفر

سینه ی كبك و تذرو و تیهو

تازه  و گرم شده طعمه ی او

اینك افتاده بر این لاشه و گند

باید از زاغ بیاموزد پند

بوی گندش دل و جان تافته بود

حال بیماری دق یافته بود

دلش از نفرت و بیزاری ، ریش

گیج شد ، بست دمی دیده ی خویش

یادش آمد كه بر آن اوج سپهر

هست پیروزی و زیبایی و مهر

فر و آزادی و فتح و ظفرست

نفس خرم باد سحرست

دیده بگشود به هر سو نگریست

دید گردش اثری زین ها نیست

آن چه بود از همه سو خواری بود

وحشت و نفرب و بیزاری بود

بال بر هم زد و بر جست از جا

گفت : كه ‹‹ ای یار ببخشای مرا

سال ها باش و بدین عیش بناز

تو و مردار تو و عمر دراز

من نیم در خور این مهمانی

گند و مردار تو را ارزانی

گر در اوج فلكم باید مرد

عمر در گند به سر نتوان برد ›› 

 ****

شهپر شاه هوا ، اوج گرفت

زاغ را دیده بر او مانده شگفت

سوی بالا شد و بالاتر شد

راست با مهر فلك ، همسر شد

لحظه یی چند بر این لوح كبود

نقطه یی بود و سپس هیچ نبود

*****

ماندانا

شنگول خان جان، دیگه بیشتر از این برای مشهور شدنت نمی تونستم کاری بکنم. تازه اون هم به خاطر فرمایش مهیار بود که تشخیص داده تو عشق شهرتی. اگه خودت عضو بالاترین هستی می تونی این مطلب رو بفرستی اونجا که بیشتر معروف بشی!

   + Mandana In Red ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

بولی بولی

بچگی ها، من و خواهرم و دختر و پسر عمه ام گاهی توی رستوران ناچار می شدیم بولی بولی درست کنیم. کاری که امروز هم ناچار شدم انجام بدم. وقتی غذایی سفارش می دادیم که معمول بود کنارش مخلفاتی داشته باشه، اگه می دیدیم این مخلفات خیلی کهنه است یا داره هوار می زنه که قبلا توی بشقاب یکی دیگه بوده - مثلا پیاز کنار جوجه کباب رنگ کباب کوبیده گرفته بود - و بعدا توی آشپزخونه بازیافت شده و فرستادنش برای ما، برای اینکه مدیریت رستوران بیش از این موفق به انتقال میکروب بین افراد جامعه نشه، بعد از غذا آنچنان این مخلفات و بخش های غیرقابل خوردن غذا و حتی گاهی خرده دستمال کاغذی ها رو قاطی می کردیم که یارو دیگه عمرا نتونه از این مواد استفاده مجدد کنه؛ گاهی اوقات و بسته به مواد تشکیل دهنده، این معجون اینقدر بدشکل می شد که خودمون هم نمی تونستیم بهش نگاه کنیم! اسم این مخلوط رو هم گذاشته بودیم بولی بولی. گاهی بعضی ها بهمون می گفتن برای شما که آورده، به شما چه که برای یکی دیگه هم می گذاره یا نه؟ درسته؛ نمی شد طرف رو صدا کرد و با‌ آرامش بهش ثابت کرد که این کارو کرده و کارش خیلی بد و زشته، و ناچار بودیم با جداسازی قسمت های امن تر غذا از قسمت های مشخصا خطرناک تا حد امکان مراقب سلامت خودمون باشیم، ولی همون کاری که از دستمون برمی اومد رو معتقد بودیم که باید انجام بدیم؛ جلوگیری از ریخته شدن میکروب های ما و نفرات قبلی در بشقاب نفر بعدی. بعد این آقای رستوران دار حتما از بقالی که شکلات تاریخ مصرف گذشته دست بچه اش داده خیلی شاکیه و اونجا شعور بهداشتیش کار می کنه.

یکی از بزرگترین اشکالهای ما ملت ایران همینه که به همدیگه نه رحم می کنیم نه اهمیت می دیم؛ و نه متوجه هستیم که هرکاری که در حق دیگران می کنیم نتیجه اش به خودمون هم برمی گرده و حداقل به خاطر خودمون هم که شده از کار بد کوتاه نمیایم.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

زمين شد شش و آسمان گشت هشت

دیشب زنگ زدم به حمیدرضا و امیر و مهیار که برای امروز صبح قرار ایستگاه پنج توچال رو بگذارم. خوب شد مهیار با یه گروه دیگه قرار باغچه خلیل داشت و امیر باید سر کار می رفت؛ اگرنه زمین به جای شش می شد پنج و آسمان نه! من و حمیدرضا طی یک عملیات محیرالعقول که از ساعت پنج و سی دقیقه صبح شروع شد و تا یک بعدازظهر به طول انجامید تا ایستگاه یک و نیم رفتیم بالا و اونجا شروع کردیم به افزودن به بار علمی زیست محیطیمون! آقا این زنبورها چقدر تخم مرغ آب پز دوست دارن! اینقدر با نمک می نشستن روی سفیده و با دوتا دست جلویی ها شروع می کردن به کندن از اون و جمع کردن زیر پاهاشون. بعد می پریدن می رفتن. تمام مدت حواسمون بود توی لقمه ای که گاز می زنیم زنبور نباشه که بزنه زبونمون رو لت و پار کنه. از سرو کولمون زنبور بالا می رفت. خوشبختانه اهل همزیستی مسالمت آمیز بودن.

اونجا که نشسته بودیم و داشتیم تهرون رو نگاه می کردیم حمیدرضا یه دفعه گفت: یعنی ما توی این هوا زندگی می کنیم؟ چقدر بدبختیم! از اون بالا مثل این بود که یه پتوی قهوه ای کهنه و کثیف روی تهران کشیده باشن. بله خیلی بدبختیم. شاید توی زندگی شخصی بتونیم زحمت بکشیم و تلاش کنیم و خوش شانس باشیم و بتونیم به همه چیز و همه جا برسیم، ولی چه فایده وقتی داریم توی این شهر زندگی می کنیم؟ توی این شهر فقیر و غنی، سالم و بیمار، موفق و ناموفق، کوچیک و بزرگ، آدم خوب و بد؛ همه و همه دارن همین هوای کثیف رو تنفس می کنن.

حالا برای حسن ختام، و در واقع برای کمک به فراموش کردن چیزی که در بالا گفتم این پرنده رو نگاه کنین:

این عکس رو هم حمیدرضا گرفته و با اجازه اش من ادیتش کردم. چون خیلی نتونست جلو بره و زوم کنه،‌ ناچار شدم کلی از فضای بی خودی دور و برش رو حذف کنم که خود پرنده دیده بشه.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

خونه داری سبز و زيست محيطی

خسته شدم از بس هر مشکلی رو ریشه یابی کردم و رسیدم به این نقطه که تغییر از زن - در نقش های مختلف - شروع می شه! چقدر خدا ما زنها رو گرفتار آفریده! ولی خوب همینه که هست دیگه، کاریش نمی شه کرد.

خانم های محترم خانه دار - نه به معنای مالک خانه، بلکه به معنای مجری یا مدیر انجام امورات نظافت منزل - لطفا اگه انگلیسی تون خوبه این مطلب رو بخونین تا مشکلات کره زمین از این هم بیشتر نشده. هرکدومتون هم حال و حوصله و وقت داشت ترجمه اش کنه و در اختیار بقیه بگذاره. من لینک مطالب رو هم گذاشته ام که اگه خواستین برین بیشتر یاد بگیرین.

ولی جدی کاش یکی پیدا بشه این مطالب رو جمع کنه و بعد از بومی کردنش هم روی اینترنت بگذاره برای خانم ها و هم توی این گروههای محلی مثل مرکز مشارکت های زیست محیطی شهرداری به مخاطبان آموزش بده.

مطلب اول:

 Good, Clean Fun
How to clean your house without hurting the planet
By The Green Guide
18 Mar 2003
The spring equinox is fast approaching, and soon we can all throw open our windows and let the March breezes blow winter away. And it's about time: Levels of pollutants in indoor air can be from two to more than 100 times higher than outdoors, according to the U.S. EPA. That indoor pollution is due in large part to volatile organic compounds (VOCs) that evaporate, or "offgas," from home decorating and cleaning products.

 So step one for spring cleaners is: Open a window and let those pollutants out! Yet even in this season, when a vase of daffodils can fill a room with a lovely natural scent, many consumers stubbornly keep using synthetic room fresheners and fragranced cleaning products that are full of VOCs and other toxic chemicals. These can make our indoor air unhealthy, provoke skin, eye, and respiratory reactions, and harm the natural environment.

Take those so-called air fresheners. According to a study published in New Scientist in 1999, in homes where aerosol sprays and air fresheners were used frequently, mothers experienced 25 percent more headaches and were 19 percent more likely to suffer from depression, and infants under six months of age had 30 percent more ear infections and 22 percent higher incidence of diarrhea.

In choosing alternatives, however, consumers need to be alert to greenwashing. "Just because a product says it's natural doesn't mean it's nontoxic," says Jeffrey Hollender, CEO of Seventh Generation, which produces genuinely eco-friendly cleaning supplies and household products. The word "natural" is undefined and unregulated by the government and can be applied to just about anything under the sun -- including plastic, which comes from naturally occurring petroleum. Because no standards exist, claims such as "non-toxic," "eco-safe," and "environmentally friendly" are also meaningless, according to Consumers Union's Eco-labels website. Currently, only food and herbs can be certified organic, so the word "organic" on the face of a dish or laundry soap also doesn't wash.

 

Dish Detergents, Laundry Detergents, and All-Purpose Cleaners

Problems:

 Most conventional dish and laundry detergents are made from petroleum, a nonrenewable resource. Some detergents contain alkyphenol ethoxylates, which are suspected hormone disruptors that don't readily biodegrade and can threaten wildlife after they go down your drain. Ethoxylated alcohols in liquid detergents can contain carcinogenic 1,4-dioxane.

The fragrances in detergents and fabric softeners can contain phthalates, chemicals that have been linked to cancer and reproductive-system harm in animal lab tests. Fragrances may also trigger asthma and allergic reactions, with symptoms including skin and respiratory irritation, headaches, and watery eyes. Although phosphates, which choke waterways, are no longer used in most dish and laundry soaps, they can be found in dishwasher detergents. Phosphates are highly caustic and can be fatal if swallowed.

Other ingredients turn dangerous when combined: Diethanolamine and triethanolamine can react with nitrites (an often undisclosed preservative) to form carcinogenic nitrosamines.

Solutions:

Use laundry soaps labeled "fragrance-free," advises Harvey Karp, a Los Angeles pediatrician and author of The Happiest Baby on the Block. If you want to use citrus-oil products, sniff-test a small amount from a few feet away, as these products can be irritating to allergic or sensitive individuals. Karp also advises choosing dish and laundry detergents and all-purpose cleaners that are plant-based (corn, palm kernel, or coconut oil).

 To remove stains from clothing, try soaking fabrics in water mixed with borax, lemon juice, hydrogen peroxide, washing soda, or white vinegar. Or, look for "non-chlorine bleach" made from sodium percarbonate or sodium perborate, available from Bio Pac, Ecover, Naturally Yours, Shaklee, or Seventh Generation.

Fabric can be softened by adding one-quarter cup of baking soda to the wash cycle; this recently worked on several pairs of catalog-bought cargo pants made of a cardboard-stiff cotton that literally scraped a teenager's skin. A quarter cup of white vinegar will also soften fabric, as well as eliminate cling.

Less toxic products include Ecover and Seventh Generation laundry and dish soaps; Aubrey Organics and Vermont Soapworks all-purpose household cleaners; and Bioshield and Naturally Yours dishwasher detergent.


Antibacterial Soaps and Cleansers, Bleach, Stain Removers, Disinfectants, Glass Cleaners, and Bathroom Scouring Powders (Whew!)

Problems

Popular in liquid form, antibacterial soaps are helping to promote growth of resistant bacteria, according to a 2000 World Health Organization report.

 Chlorine bleach, a common disinfectant frequently found in scouring powders and cleaning solutions, is highly caustic, meaning it can burn skin and eyes -- plus it can be fatal if swallowed. When it travels from your drain into the natural world, it can create organochlorines, which are suspected carcinogens as well as reproductive, neurological, and immune-system toxins. And be warned: Bleach (also known as sodium hypochlorite and sodium hydroxide) should never be mixed with any product containing ammonia or quaternium compounds. Doing so creates highly toxic chlorine gas. Many conventional scouring powders and cleaning solutions contain chlorine bleach.

Solutions

Instead of using antibacterial soap, Karp recommends thorough hand-washing (about two minutes' worth) with plain soap and warm water.

 To disinfect bathroom or kitchen surfaces, try Earth Power's EPA-registered herbal disinfectant or Seventh Generation sanitizers. White vinegar helps kill bacteria, mold, and viruses, according to Berthold-Bond, who uses it on everything from kitchen surfaces to toilet seats. However, the only foolproof way to kill food-borne pathogens such as salmonella or E coli is to use hot, soapy water to wash all cutting boards, dishes, knives, and surfaces that have touched raw meat or eggs.

Scrubbing sinks, tubs, and countertops with a paste of baking soda and water effectively removes dirt rings and some stains; if that doesn't work, try a paste of washing soda and water, and be sure to wear gloves. Commercial non-chlorine bleach products include Bon Ami scouring powder and cream cleansers from Earth Friendly, Ecover, and Seventh Generation.

For cleaning windows, fill your own spray bottle with water and either one-quarter cup white vinegar or one tablespoon lemon juice to cut grease. Safer commercial glass cleaners are made by Aubrey Organics, BioShield, Earth Friendly, Naturally Yours, and Seventh Generation.


Drain, Oven, and Toilet-Bowl Cleaners

Problems

The corrosive ingredients in these products can severely irritate eyes, skin, and the respiratory tract, and can be fatal if swallowed. Chemical drain cleaners are among the most dangerous of all cleaning products, containing sodium hydroxide and sodium hypochlorite (bleach) that can permanently burn eyes and skin. In oven cleaners, lye and sodium hydroxide can burn skin, eyes, and the respiratory tract.

Solutions

For drains, a plunger "snake" plumbing tool should first be used to bring up as much of the clog as possible, giving cleaning products room to work, or perhaps eliminating the need for them entirely. Earth Friendly and Naturally Yours drain cleaners use enzymes, rather than caustic chemicals, to dissolve obstructions. Don't forget to prevent future blockage with inexpensive metal or plastic drain screens, available at most home-improvement or hardware stores.

To clean oven surfaces, coat them in a paste of water and baking or washing soda and let stand overnight, then scrub off the paste while wearing gloves. Among commercial products, EnviroSafety's plant-based multi-purpose cleaner works well. Or you can use the non-chlorine scouring powders and creams listed above. To prevent future buildup, line the oven floor with aluminum foil and wipe oven walls and ceiling clean after each use.

For toilets, forget the fancy stuff: Again, use the simple, non-chlorine scouring powders and creams listed above, or try AFM SafeChoice or Ecover toilet cleaners.


Furniture and Metal Polishes

Problems

These are corrosive and may cause eye, skin, or respiratory tract irritation. They can also contain nerve-damaging petroleum distillates or formaldehyde, a carcinogen.

Solutions

 Polish furniture with a mixture of one teaspoon olive oil and one-half cup white vinegar, or look for solvent-free products that use mineral or plant oils, such as Earth Friendly furniture polish or Hope's lemon oil.

As your grandmother probably knows, silver can be kept clean with toothpaste. Copper can be polished using a cloth dipped in white vinegar or lemon juice with salt dissolved in it; just rinse with water when you're done. You can shine your brass with a paste made from one teaspoon salt, one cup white vinegar, and one cup flour. Or, use Kleen King copper and stainless steel cleaner, Twinkle copper and silver polishes, or Hope's brass and silver polishes.


Air Fresheners and Other Perfumed Products

Problems

Aerosol propellants contain flammable and nerve-damaging ingredients as well as tiny particles that can lodge in your lungs. Fragrances of all kinds can provoke allergic and asthmatic reactions.

Solutions

If the air outside is clean, open your windows and ventilate the natural way. An open box of baking soda removes odors. (If you're feeling Martha Stewart-ish, you can decant it from the box into a pretty bowl.) Cedar blocks or sachets of dried flowers and herbs provide gentle scents -- but avoid any potpourri that lists unspecified "fragrance" on the label; this could mean synthetic chemicals, including phthalates. Look for products scented with essential plant oils, such as lemon, verbena, or lavender.

Finally, we cannot stress enough that you should avoid aerosol sprays in any product, as they disperse ingredients through the air and make them easy to inhale. Even non-toxic ingredients can irritate eyes, noses, and lungs. Carelessly shaken powders can also spread through the air and cause irritation.

از این صفحه بود:

http://www.grist.org/advice/possessions/2003/03/18/possessions-cleaning/index.html

 ***

مطلب دوم:

Asthma Resources
Green Cleaning methodsGreen Cleaning is using cleaning products that don't endanger you, children or the environment. This is especially important for people who have asthma. Commercial cleaning products often contain irritants that can trigger an asthma episode. The Green Cleaning products recommended here are effective, inexpensive, safe for you and the environment.

Green cleaning items include:

Baking soda
White vinegar
Murphy's liquid soap (or liquid castile soap)
Scouring pad
Cotton washcloth or a sponge
Cotton rag without much lint
16 oz. spray bottle
Green cleaning recipes:

Tub and sink cleaner: Baking soda, liquid soap

Sprinkle baking soda on the porcelain fixtures and rub with wet rag. Add a little of the liquid, Murphy's soap to the rag for more cleaning power. Rinse well to avoid leaving a hazy film.


Window and mirror cleaner: White vinegar, water

Put 1/4 cup of white vinegar in the spray bottle and fill to the top with water. Spray on the surface. Rub with a lint-free rag. For outdoor windows, use a sponge and wash with warm water with a few drops of liquid Murphy's or castile soap in it. Rinse well and squeegee dry.


Linoleum floor cleaner: White vinegar, water

Mop with a mixture of 1/2 cup vinegar in a bucket (pail) of warm water. The vinegar odor will go away shortly after the floor dries.


Toilet bowl cleaner: Baking soda, liquid soap

Sprinkle baking soda inside the bowl as you would any scouring powder. Add a couple drops of soap in also. Scrub with a toilet bowl brush and finish outside surfaces with a rag sprinkled with baking soda.


All purpose cleaner for spots on woodwork, tile and linoleum: Murphy's liquid soap

Add a few drops of liquid soap to a wet washcloth and rub surface briskly.


Oven cleaner: Baking soda, water

Mix 1 cup of baking soda with enough water to make a paste. Apply to oven surfaces and let stand a little while. Use the scouring pad for scrubbing most surfaces. A spatula or a bread knife is effective to get under large food deposits. This recipe will require more scrubbing effort, but it is not toxic to you or your child. Commercial oven cleaners are severe irritants. Do not use this cleaner recipe on self-cleaning ovens.


Drain cleaner: Baking soda, white vinegar, boiling water

This recipe will free minor clogs and helps to prevent future clogs. Pour 1/2 cup of baking soda down the drain first, then 1/2 cup vinegar. Let it fizz for a few minutes. Then pour down a teakettle full of boiling water. Repeat if needed. If the clog is stubborn, use a plunger. If very stubborn, use a mechanical snake.


Copper cleaner: White vinegar, water, salt

Mix equal parts of vinegar and salt (a tablespoon of each will do) and apply to the surface with a rag. Be sure to rinse thoroughly with water afterwards, otherwise it will corrode. Don't use this cleaner on lacquered finishes.

از این صفحه بود:

http://www.metrokc.gov/health/asthma/facts/greencleaning.htm

با تشکر از مترجم یا مترجمان احتمالی.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

علم بهتر است یا ثروت؟

بعضی موضوع انشاها فقط رفع تکلیفن برای معلم های بی حوصله که از سر بی جایی اومدن و معلم انشا شدن. مثل <<تابستان را چگونه گذراندید>> کذایی! اما بعضی هاشون خیلی بدترن و باعث شیوع بیماری های مزمن می شن. از همه بدتر <<علم بهتر است یا ثروت>> که فکر نکنم توی ایران کسی مدرسه رفته باشه و در باب این موضوع درپیت داد سخن نداده باشه، هرکسی یه روزی از روزهای مدرسه ناچار شده این دو پدیده رو در تقابل قرار بده و معمولا در مذمت پول و مال و ثروت و جایگاه بی بدیل و متعالی علم شرو ور بنویسه. اگه کسی برعکسشو نوشته که دمش گرم؛ بده ما هم بخونیم.

چقدر این سوال احمقانه است. مثل اینه که بپرسیم: فک بالا بهتر است یا فک پائین. روز بهتر است یا شب. مادر بهتر است یا پدر. سمت چپ بهتر است یا سمت راست. شرق بهتر است یا غرب. انگشت پا بهتر است یا انگشت دست. رم بهتر است یا هارد دیسک. دکتر بهتر است یا وکیل. زن بهتر است یا مرد. خوردن بهتر است یا خوابیدن. ورزش بهتر است یا مطالعه. زبان فارسی بهتر است یا ایتالیایی. قرمز بهتر است یا سبز - خوب البته در این مورد خیلی هم احمقانه نیست؛ مسلما قرمز خیلی بهتره! - کوه بهتر است یا دره. آمپول بهتر است یا کپسول. هلیم بهتر است یا گوگرد. مداد بهتر است یا روان نویس...

نه واقعا اگه یکی از این موضوع ها رو بدی به این معلم انشاهای بی فکر خودشون چی می گن و چی می نویسن؟ قدرت خدا هرجا هم به تفکر و تعقل و هوش بیشتر نیاز داریم، کمتر پیدا می شه! همه فکر می کنن معلم ریاضی و فیزیک باید خیلی باهوش باشه؛ ولی به نظر من هوش و تخصص و علاقه معلم نقاشی و انشا و ورزش مهمتره تا معلم شیمی و فیزیک. مگه می شه بین معده و روده یکی رو انتخاب کرد و گفت بهتره؟ چرا توی ذهن ما این تخم نفاق رو کاشتن و توی پیش فرض هامون ثبت کردن که پول داشتن برای صاحب علم گناهه و آدم پولدار حتما بی سواد و متعاقبش دزده؟ آیا این معلم های بونبرده از تربیت و تعلیم، علم سازنده بمب اتم رو به ثروتی که توی کهگیلویه و بویراحمد مدرسه می سازه ترجیح می دن واقعا؟ یا هرگز به این نکته فکر نکرده ان که تاق کسری رو علم و ثروت با همدیگه ساخته ان؟ علم و ثروت بدون هم به کجا می رسن؟ اصلا چه تقابل ذاتی بین این دو وجود داره که به صورت یک سوال فلسفی اساسی همه ایرانی ها از اوان زندگی باید بهش فکر کنن و هفتاد هشتاد میلیون جواب مشابه از سر معده براش پیدا کنن؟ آیا کلاس انشا مجال مناسبی برای آموزش هزاران مهارت لازم زندگی نیست؟ از جمله حداقل توانایی برای نوشتن دو خط نامه اداری ساده، تا فردا که حضرات علما از مدرسه و دانشگاه بیرون میان و در هیبت کارشناس با خدادتا اعتماد به نفس می شینن پشت میز برای یه درخواست قیمت سه صفحه کاغذ رو با جمله های بدون فعل و فاعل و از هم گسیخته سیاه نکنن و آخرش هم ناچار شن تلفنی موضوع رو برای مخاطب توضیح بدن؟

ایناهاش!‌ مثال واضحش وبلاگ من! اگه به جای موضوع علم بهتر است یا ثروت، ازم خواسته بودن اندر تفاوت نقد سازنده با فضولی بیجا تحقیق و تالیف کنم الان این پست رو ننوشته بودم!

خبر خوب:

خوشبختانه سرباز زمین پس از مرگ در قالب پرشین بلاگ، دچار تناسخ شده و در قالب بلاگفا به جهان بلاگستان سبز برگشته!

تولدت مبارک سرباز واقعی وطن.

سربازهای وطن

این هم یه عکس دسته جمعی تازه از تنور درآمده از سرباز زمین با دوتا سرباز دیگه زمین؛

تقدیم به یوزپلنگانی که در نهم شهریور هشتاد و شش با او دویده اند...

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

جمعه اين هفته يوز پارتی

و اما پس از برگزاری گردهمایی امروز در مقابل سازمان حفاظت از محیط زیست - به قول یکی از پلاکاردهای امروز سازمان حفاظت از چی؟ - قراره جمعه یوزپارتی برگزار بشه! ما هم که سعادت نداشتیم به گردهمایی برسیم، ولی سعی کردیم در سایر جبهه ها به فریاد گوشخراش محیط زیست ایران برسیم! اگه خدا قبول کنه و توفیقی باشه!

جمعه این هفته،‌ یعنی ۹/۶/۸۶ در موزه حیات وحش دارآباد روز یوزپلنگ ایرانی رو جشن می گیرن. برین شیرینی بخورین بازم بگین این محیط زیست چی ها همه اش غر می زنن!

پوستر روز یوزپلنگ ایرانی

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

چگونگی برگزاری گردهمايی، مهمتر از خود گردهمايی

اگه برای تغییر زندگی، رفتارها و نتیجه ای که به دست میاری از تجربه هات استفاده نمی کنی روشنفکر نیستی. این اعتقاد منه. روشنفکری حفظ کردن حرفهای آدم معروف ها از روی کتابهاشون نیست. اگه شما هم تا حدی با من موافق هستین، و اگه تجربه گردهمایی رو دارین، حتما به آسیب شناسی اون هم فکر کردین. مطلب امروز گرگ خاکستری حاصل بررسی گردهمایی هایی هست که بعضی از ماها قبلا در اونها شرکت داشته ایم. بخونید و هرچی می تونید بهش اضافه کنید تا گردهمایی روز دوشنبه ۵/۶/۸۶ در مقابل سازمان حفاظت از محیط زیست ایران بهتر و موثرتر برگزار بشه.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()