Mandana In Red

دوباره امتحان

از امروز قراره اون امتحان قبلی رو دوباره برگزار کنن تا ببينيم از دوره پيش تا حالا کی پيشرفت کرده کی پسرفت. بيست و پنج سال پيش که برای بار اول اين امتحان رو برگزار کردن آقايون که بدجوری رفوزه شدن. آدم رفوزه هم می شه با نه بشه نه با يک، من يکی که هرگز يادم نرفت کسانی که توی اين جامعه صبح تا شب هزار جور لاف می زنن و ادعا دارن و توقع دارن جدی گرفته بشن و مرد به حساب بيان چه موجودات ترسويی بودن و به پای عمل که رسيد بدون کوچکترين تلاشی جا زدن و حتی با امتحان گيرنده همصدا شدن... به جاش خانمها که هرگز ادعايی نداشتن و بهشون گفته بودن شوهر کن که يه مرد داشته باشی مواظبت باشه و ازت حمايت کنه چه جوری خطرات هر ريسکی رو به جون خريدن و عقب ننشستن بدون حمايت اونهايی که اسمشون مرد و شوهر و برادر و غيره بود. کلماتمون بدجوری از معنی تهی شده ان ولی خوشم مياد در ميدان ادعا و توقع آقايون همچنان پرچمدار مردانگی هستن. عيب نداره. فرصت دوباره ای بهشون داده شده که نشون بدن چند مرده حلاجن هرچند چشمم آب نمی خوره.

در ضمن هر کامنتی رو می پذيرم جز اينکه بنويسين «ضد مرد» هستم. چون من قبلا هم توی همين وبلاگ نوشته ام که نه تنها ضد مرد نيستم بلکه اگه يک روزی يک جايی مرد ببينم دستش رو هم می بوسم. من ضد نامرد هستم به خصوص از نوع پرمدعاش.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()