آنتيگونه در ناف تهران
يعنی که من از اون احمق های عقب مونده ای هستم که نه بر سر اصول مصالحه می کنم و نه می تونم بپذيرم که ملت و جامعه ای يک شبه تغيير اساسی می کنه و از واقعيت ديروز خودش دور می شه و تبديل می شه به يک جامعه آرمانی که اصولا يکی از بزرگترين خزغبلاتيه که بشر واسه خودش بافته و هی می خواد زور بزنه بگه دست يافتنيه. تنها قضاوتی که می تونم بکنم اينه که اونهايی که فکر می کردن که خيلی روشنفکر و وطن پرست هستن يه مشت آدم بی فکر و بی مسووليت و ناآگاه احساساتی بودن که به خرج اکثريت دنبال ماجراجويی های خودشون بودن وگرنه اگه ايمان و اعتقادی توی کار بود توی ذوقشون نمی خورد، سرد نمی شدن و وا نمی رفتن و بالاتر از اون نمی ترسيدن و جا نمی زدن، گلوله گلوله است و دشمن دشمن. کسی که جونشو می گيره کف دستش و می ره به جنگ براش فرق نمی کنه همسايه شمالی بهش حمله کرده يا همسايه جنوبی.
ماندانا
خوب جناب علی بی پی سون و حميدرضا خان، به حد کفايت موجز و مختصر و فصيح و بليغ بود؟ تونستين آن لاين بخونين؟
