همين امشب اتفاق افتاد
اشتراوس سرشو از توی موجهای دانوب بیرون آورد و دم گوشم زمزمه کرد: دیگه وقتشه که از پرده اتاقت یه پیرهن برای خودت درست کنی.
راست گفت. پارچه سنگین آبی، توی پیچ و خم والس؛ درست عین موجهای دانوب.
پس چرا همیشه دلم می خواست زرد باشه؟ زردی که تهش خردلی بزنه. براق.
وین؟ خداکنه.
ماندانا
+
Mandana In Red ; ۱٠:۳٥ ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦
