Mandana In Red

زن، از نوع سوم

اکثر مردها فکر می کنن زن بر دو نوعه. که در واقع این دو نوع دو روی یه سکه هستن. زنی که نمی خواد توجه هیچ مردی رو جلب کنه چون خیلی خوب و پاک و منزهه، و زنی که می خواد توجه همه مردها رو جلب کنه چون خیلی بد و بی تربیته و ارزش انسانی خودش رو نمی دونه!

عرض به حضورتون که فارغ از جمعیت واقعی هر کدوم از این گروهها، هردوی این زنها در اصل تفکر مشترک دارن. هر دو مرد رو محور دنیا و زندگی می دونن، و بنابر طرز تفکر و تابوهای محیطشون یکی از دو راه بالا رو انتخاب می کنن. هر دو دارن به یک اندازه برای مرد جایگاه و اهمیت قایل می شن، چون همه رفتارها و زندگیشون رو با این خط کش می سنجن که چیکار کنیم توجه مردها جلب نشه یا بشه! جاده یکیه، فقط جهت حرکت عکسه. مردها هم عاشق این دو گروهن. یکی رو دوست دارن توی خونه داشته باشن و رسما مالکش باشن، اون یکی رو دوست دارن به طور غیر رسمی صاحب بشن.

حالا بگذارین زنی از نوع سوم رو هم بهتون معرفی کنم که شاید جمعیتش به اندازه اون دوتای دیگه نباشه، ولی هست و وجود داره! دنیا دیگه دنیای اطلاعاته، هرکی چشمش رو روی اطلاعات واقعی ببنده یک چیزیه که نمی خوام اینجا به رخش بکشم! پس چشمهاتون رو بازکنین و واقعیت رو ببینین هرچند دوستش ندارین و دلتون نمی خواد باورش کنین و تحملش رو هم ندارین. خطابم فقط به اکثریت آقایون نیست، به زنهای اون دو گروه اول هم هست. اونهایی که به خاطر مرد محور پنداریشون هر کدوم یه جوری عروسک دست آقایون شده اند و نمی تونن زن نوع سوم رو باور و تحمل کنن.

زن نوع سوم رو در یک مثال بهتون نشون می دم.

وقتی کسی می خواد آشپزی کنه - نمی گم زنی، که مثل کتابهای درسی تبعیض جنسیتی رو در متن به خورد خواننده نداده باشم - خیلی چیزها رو در نظر می گیره. مثلا چه موادی رو توی خونه داره یا نداره؛ کسانی که می خوان غذا رو بخورن چی دوست دارن چی دوست ندارن و یا اگه بیمارن و چیزی براشون بده یا خوبه؛ مدت زمانی که طول می کشه تا غذا آماده بشه و کارهایی که باید بتونه انجام بده و خیلی نکته های دیگه که چون من آشپزی نمی کنم خیلی هم بهش وارد نیستم. فقط می دونم که سخت ترین سوالی که هر زن خانه داری هر روز باهاش دست به یقه است همینه که امروز چی درست کنم؟ ولی هرگز شنیدین کسی که آشپزی می کنه یکی از نکاتی که در نظر می گیره این باشه که الان که بوی غذا بلند بشه چی به سر اون گربه گرسنه بدبخت توی کوچه میاد که پشت پنجره آشپزخونه است؟ اگه یکی اینجوری فکر کنه بهش نمی خندین؟ یا اگه بگه به خاطر گربه توی کوچه امروز آشپزی نمی کنم که بوش اذیتش نکنه چی بهش می گین؟ خوب قربون شکل ماهتون برم من، زن نوع سوم هم وقتی می خواد لباس بپوشه از اونجایی که تفکرش مرد محور نیست اصلا به این فکر نمی کنه که چی بپوشم که مردها خوششون بیاد یا نیاد! اصلا در اون زمان شاید حتی یادش نباشه یه موجودی به اسم مرد هم توی دنیا وجود داره! اون داره فکر می کنه چی بپوشم که راحت باشم، بهم بیاد، دوست دارم، به جایی که می خوام برم یا کاری که می خوام بکنم بخوره، چی بپوشم که امروز از خودم بیشتر خوشم بیاد و با خودم راحت تر باشم، و چیزی باشه که به قول شما فرنگی ها امروز توی مودش باشم! بله در محیط اطرافش حتما مردهایی هم وجود دارن که می خوان نگاه کنن و قضاوت کنن که دوستش دارن یا نه، ولی جایگاه اونها برای این زن در حد همون گربه است در مثال بالا! بابا توی دنیای امروز که آدم در لحظه باید به هزار و یک چیز فکر کنه و کلی درگیری ذهنی داره که دیگه مجال این فکرها باقی نمی مونه. شماها فکر کردین زنها اینقدر بیکارن؟ حداقل نوع سومش رو من می دونم که همیشه کلی کار برای انجام دادن دارن و همیشه از فهرست کارهاشون عقبن و بار وجدانشون سنگین؛ نمی رسن دیگه تا این حد به مردها فکر کنن اون هم به عنوان محور جهان! متاسفم اگه ناامیدتون کردم، ولی واقعیته.

ای مردی که به اکثریت خودمحور بین تعلق داری، برای من اصلا مطرح نیست توی مرد که منو می بینی خوشت میاد یا بدت میاد! من کلی فکر و مسئله دیگه دارم که صبح تا شب باهاشون مشغولم. این که تو چی فکر می کنی و چی دوست داری مشکل خودته نه من! این تویی که باید بری مشکل خودت رو حل کنی، من قرار نیست مشکلات تو رو حل کنم، همونطور که تو نه تنها مشکلات منو حل نمی کنی، بلکه حتی نمی دونی مشکلات من چی هست. حتی اگه بهت بگم که مشکلات من چیه نمی تونی باور و درک کنی. تو خیلی عقب تر از اونی هستی که من حتی بخوام وقتم رو تلف کنم و در مورد مشکلاتم باهات حرف بزنم. تویی که شاید خدای زبان اسمبلی باشی و بیل گیتس اشکالهاشو از تو بپرسه، ولی شناختت از زن همون شناخت پدربزرگ مرحومته از مادربزرگش. تویی که رشد مغزیت یک بعدیه.

ولی یک واقعیت دیگه رو هم راجع به زنها بهتون بگم که اگه ندونین حتی در مورد زنهای نوع اول و دوم هم دچار خطای محاسباتی خواهید شد.

تلاشهایی که زنها برای زیبایی می کنن دو دلیل مهم دیگه هم داره. اول اینکه زنها اصولا دوست دارن زیبا باشن. خیلی از زنها صبح که بیدار می شن اول آرایش می کنن بعد به کارهاشون می رسن. در حالی که قراره تا شب توی خونه تنها باشن. دوم اینکه خیلی از زنها اهل چشم و هم چشمی هستن. شما توی یه مجلس کاملا زنونه هم که برین می بینین در حد توانشون از لباس و آرایش کم نمی گذارن. آخرین دلیلش هم که برای خیلی از زنها توجه مردهاست. برای همین هم هست که اگه یه روزی خدا مردها رو از روی زمین برداره و ببره یه جای دیگه، شما خواهید دید که نه لباس پوشیدن زنها تغییری می کنه و نه آرایششون کم می شه. چون هنوز دو تا دلیل برای این کار دارن. ولی خدا نکنه زنها از زمین حذف بشن، دیگه نمی شه حتی به ریخت پائولو مالدینی نگاه کرد!

ماندانا

یه چیز رو اضافه کنم که ادعا نکنین زن نوع سوم زن نیست یا غیرطبیعیه. زن نوع سوم هم گاهی برای خوش اومدن مردی به ظاهرش می رسه، اما فقط یک مرد در زندگیش چنین جایگاهی رو پیدا خواهد کرد. بقیه همون گربه هن!

   + Mandana In Red ; ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()