Mandana In Red

حمومی آی حمومی ...

چند روز پیش ایمیل جالبی برام اومده بود. شخص نابینایی برای جمع آوری کمک های مردم کنار کوچه نشسته بوده و یه کاغذ هم گذاشته بوده جلوش که به من بینوا کمک کنید. یه خبرنگار از جلوش رد می شه، کاغذش رو برمی داره و پشت و رو می کنه و اون طرف چیز دیگه ای می نویسه و می گذاره سرجاش. عصر که برمی گرده می بینه توی ظرف شخص نابینا پول زیادی جمع شده. شخص نابینا هم از صدای پا، خبرنگار رو می شناسه و می پرسه تو بودی که صبح کاغذ منو عوض کردی؟ می گه آره. نابینا می پرسه تو چیکار کردی که امروز مردم اینقدر به من کمک کردن؟ خبرنگار جواب می ده: نوشتم امروز روز زیبایی است، اما من نمی توانم مثل شما این زیبایی ها را ببینم! نتیجه اخلاقی داستان هم این بود: وقتی کارت رو نمی تونی عوض کنی، روش کارت رو عوض کن. مفهوم داستان برام خیلی تازه نبود. چون همون مفهومیه که سالها توی کار تبلیغات و نوشتن متن ها باهاش سروکار داشته ام، اما نحوه بیانش و داستانی که ساخته شده خیلی جذاب بود.

حالا فکر می کنم وبلاگ نویس های سبز هم بد نیست یه روش دیگه رو هم امتحان کنن، شاید نتیجه بهتری بگیرن. ما باید با زبانی صحبت کنیم که طرفمون بفهمه. اگه اون به زبان ما آشنا نیست یا حوصله نداره آشنا بشه، ما هستیم که باید زبان اون رو یاد بگیریم و با ادبیات خودش صحبت کنیم تا نتیجه ای رو که می خوایم بگیریم. بیاین سند چشم انداز بیست ساله ایران رو بگذاریم وسط و به عنوان ابزار ارتباطی و زبان مشترک ازش استفاده کنیم. البته این کار رو کسانی می تونن انجام بدن که در زمینه محیط زیست سواد نظری زیادی دارن. اونهایی که مثل من فقط طرفدار حفظ محیط زیست هستن بهتره خودشون رو سنگین رنگین نگه دارن و اظهار نظر نکنن که خرابکاری نشه. بیاین هر طرحی که قراره اجرا بشه در مقایسه با این سند بررسی کنیم و تضادها و تناقض هاش رو نشون بدیم. مگه اینکه دولت بخواد بگه این سند رو قبول نداره که در این صورت یکی به من بگه سند چشم انداز به چه درد می خوره؟ در اون صورت می تونیم عین دماغ فیل نمایش شهر قصه مثل کالباس ببریمش و هرکدوم به غنیمت تکه ای برداریم، شاید یه روزی به دردمون بخوره. اینقد هم به بنده التفات کنین! بعدش هم به جای سند چشم انداز بهش می گیم منوچهر!

به هر حال وبلاگ نویسان سبز گرامی، این شما و این متن سند چشم انداز بیست ساله ایران که من از سایت محسن رضایی برداشتم. دیگه خودتون ببینین چه گلی می تونین به سرش بزنین.

...

ببخشید. من نمی دونم چرا این مطلب همه لی آوت صفحه ام رو به هم ریخته بود و هرکارش هم می کردم درست نمی شد. بنابراین مطالب و تصاویر مربوط به سند چشم انداز رو ناچار شدم از اینجا حذف کنم و فقط لینکش رو بگذارم که خودتون برین توی همون سایت محسن رضایی بخونین. معذرت می خوام. خودم به زبون خوش یه توضیح می دم که فرداد دولتشاهی باز نگه مطلبم رو حذف کردم!

اینجا می تونین سند رو بخونین.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()