Mandana In Red

زن آخرین مدل، سند دست اول، کيلويی سی سکه طلا

خدا به پسرها چه رحمی کرد که تقویم شاهنشاهی ور افتاد! چون دختر خانمهای این شهر تازگی ها برای تعیین مهریه شون به تقویم هجری خورشیدی نگاه نمی کنن و رفته ان سراغ تقویم میلادی؛ حتما کلاسش بالاتره، شاید هم هرچی قیمتشون بره بالاتر خوشبخت تر می شن. اگه تقویم شاهنشاهی هنوز مورد استفاده بود که دیگه قارون هم جرئت زن گرفتن نمی کرد.

واقعا دخترهای این مملکت چشون شده؟ یعنی چی این نرخ گذاشتن رو خودشون؟ اینها با این همه ادعاشون نمی فهمن وقتی روی خودشون قیمت می گذارن هیچ فرقی با اونی که کنار خیابون می ایسته ندارن؟ اگه اون از بدبختی و ناچاری روی خودش قیمت می گذاره،‌ اینها از طمع همون کار رو می کنن. یعنی دیگه هیچکس پیدا نمی شه که معنی مهریه رو بدونه؟ مهریه پولی بوده که یا قبل از عقد می گرفتن و برای دختر جهیزیه تهیه می کرده ان که لوازم همون زندگی مشترک بوده،  یا پولی بوده که اگه روزی زن به دلیل مرگ شوهر یا طلاق ناچار می شد برگرده خونه پدر، مخارجش دوباره گردن پدر نمی افتاده. چون خانواده ها امکانات محدودی داشته ان، و دخترها معمولا درآمدزا نبوده ان - کاری ندارم که این انفعال به دلیل شرایط مردسالاری بوده یا هرچیز دیگه - ولی بالاخره بار مالی به خانواده تحمیل نمی شده که دختر رو نپذیرن و از اینجا مونده از اونجا رونده بشه. وقتی قیمت روی آدم گذاشته می شه چه فرقی می کنه صد تومن یا یه میلیون تومن؟ مهم نفس قیمت گذاریه که زشته. البته من هنوز هم برای دخترهای گروه های ضعیفتر اقتصادی موافق با تعیین مهریه هستم، اونم در حد توان مرد، که فردا اگه به هر دلیلی نتونستن با هم زندگی کنن، شوهره برای ناگزیر کردن زن به بخشیدن مهریه اینقدر آزارش بده که سلامت زن به خطر بیافته؛ بتونه پول رو بده و هر دو آزاد بشن. ولی این دخترهای مرفه و تحصیل کرده و صاحب درآمد که اگه یه روزی از شوهرشون جدا بشن می تونن با خیال راحت برگردن خونه پدر و کسی بهشون نمی گه بالای چشمت ابروست، چرا؟ اینهایی که سواد دارن و می تونن کار کنن و سربار خانواده نشن، اینها چرا باید خودفروشی کنن؟ اینها معنی کلمه مهر رو هم به گند می کشن. برای دخترهای این گروه مهریه واقعا باید در حد حفظ یه رسم تعیین بشه. من که از سکه و پول بیزارم، ولی اگه قراره سکه هم باشه چرا یه عدد سمبلیک نباشه؟ برای بعضی ها یک، برای بعضی ها هفت و برای بعضی ها دوازده مقدسه و مفهومی داره. چرا این عددها نه؟ و جالب اینه که سر مقدارش چشم و هم چشمی هم دارن، اگه مهریه شون از دختر خاله شون بیشتر نباشه کارشون به بیمارستان و سرم و آرامبخش می کشه. متاسفم برای خانواده ای که به دخترش نگفته خوشبختی چیه و چه جوری به دست میاد. البته اون مردی هم که با همچین دختری ازدواج می کنه لیاقتش همینه، ولی در عجبم از خنگی اینها که می بینن این همه زندگی های پر از پول و سرشار از مهریه های سنگین و جهیزیه های رنگین شیش ماه نشده تبدیل به جهنم می شه، و باز هم درس نمی گیرن و نیم نگاهی هم به تجربه دیگران نمی اندازن. من از اونهایی نیستم که فکر می کنن پول بده و کثیفه و باعث فساد آدم می شه، من معتقدم کسی که با رسیدن به پول فاسد می شه آب نمی دیده، اگه نه شناگر خوبی بوده. پول و قدرت و خیلی چیزهای دیگه فقط مجال نشون دادن خود واقعی مون رو به ما می دن. اگه نه هیچ تاثیری در شخصیت ما ندارن، بی خودی کاسه کوزه ها رو سر این زبون بسته ها نشکنیم. ولی در عین حال معتقدم که پول جایگاه خودش رو داره، و هیچ چیزی با عشق و لحظه های عمر انسان قابل مقایسه نیست. بعد هم که همه عروس بازی ها و ماه عسل رفتن ها و قمپز در کردن ها برای دیگران تموم می شه و این شازده خانومها باید برن بشینن سر خونه و زندگی، تازه می فهمن یه من ماست چقدر کره داره و زندگی مشترک چیه، یه دفعه دوزاریشون می افته که زن این میدون نیستن - البته معمولا شوهره هم چون از همین قماشه می بینه که مرد این میدون نیست - و به تیپ هم زدن ها شروع می شه. خوشبخت ها و یه کم عاقل ترهاشون اونهایی هستن که با مهریه یا بی مهریه طلاق می گیرن می رن سراغ زندگی خودشون، کم عقل ترهاشون هم که مرغشون یه پا داره می ایستن به گیس و گیس کشی و حفظ ظاهر کردن جلوی دیگران و یه عمر خون جیگر می خورن ولی نمی دونم چرا از مزه اش خسته نمی شن؛ اونهایی هم که خیلی کارشون خرابه حتی این حفظ ظاهر رو هم نمی کنن و جلوی دیگران هم به پر و پای هم می پیچن و حال همدیگه رو اخذ می کنن و توی سر هم می زنن. چرا نمی فهمن آبروی همسرشون آبروی خودشونه و هر کی رو بتونن جلوی بقیه ضایع کنن، همسرشون رو نمی تونن، آخه این آدم رو خودشون انتخاب کرده ان، اگه بده که تقصیر خودشونه که بد انتخاب کرده ان. این از اون جاهاست که هر حرفی به طرف عین تف سربالاست.

به عنوان یک زن، از نگرش و رفتار خیلی از زنهای جامعه بسیار شرمنده ام و خجالت زده. کاش اون شعوری و هوشی رو که ادعا می کنن واقعا داشتن. لیسانس از بهترین دانشگاههای ایران یا حتی دنیا داشتن که دلیلی بر شعور نیست. اینها از مهر و عشق فقط همین رو فهمیده ان که خودشونو لوس کنن و بگن به ما نگین بالای چشممون ابروست که قلبمون تحملش رو نداره و الان پس می افتیم، و همه خوشبختی و شادی قلبشون به کیف پول شوهرشون بنده. متاسفم.

کسی که دنبال مفهوم عشق و خوشبختی و زندگی نیست، لیاقت زندگی توی همون جهنم ها رو هم داره. مفت چنگش، هر کسی خودش لیاقت و حد خودش رو تعیین می کنه.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()