ايران، پل فيروزه
یه لحظه تجسم کنید که همه بلاگرهای سبز توی یه استادیوم - حالا صدهزارنفری هم نه، شیرودی - جمع شده ان و هر کدوم مقوایی بالای سرشون گرفته ان. رنگ مقواها از سبزهای خیلی روشن و پر از تلالو زرد، تا سبزهای خیلی پررنگ و حتی مایل به آبی متفاوته. از زاویه دید یه عقاب چی می بینین؟ از دور این لکه های رنگارنگ کنار هم یه لکه سبز بزرگ دیده می شن. شاید یه فیروزه ای خوشرنگ. رنگ ایران. رنگ فیروزه های نیشابور، رنگ کاشی های یزد، رنگ سفال های لالجین، رنگ خلیج فارس.
هرچی صبر کردم که یکی از بزرگان این قوم سبزقلم فرصتی بکنن و پا پیش بگذارن و با استفاده از امکانات مجانی روی اینترنت اسباب گردهمایی جماعت بلاگر سینه چاک محیط زیست رو فراهم کنن چشمم به مانیتور خشک شد و خبری نشد. بنابراین با عرض معذرت از تمام سبزپررنگ نویس های حرفه ای و قدیمی، و همچنین با اجازه همه بزرگتر ها اینجانب به جای اقدام ناپسند گل چیدن، با سواستفاده از فضای سرورهای آمریکایی که با مصرف انرژی های ضدمحیط زیستی کمک به هرچه گرمتر شدن زمین می کنن، یک گروه به نام Iranian Green Blogers ثبت فرموده تا همگی دست به دست این از بن لادن خطرناکتر داده و با ارسال هر ایمیل چند درجه ای به گرم شدن زمین کمک کنیم تا هرچه زودتر کار یکسره بشه و بریم با خیال راحت بشینیم خونه مون یک قل دو قل بازی کنیم. علاقمندان به عضویت در این گروه باید اول اسم وبلاگشون رو بدن که توی Green List ثبت کنم، و بعد هم آدرس ایمیل نازنینشونو برای دعوت به ضیافت باغچه سبزیجات ما. در ضمن این گروه روی گوگل درست شده، و با توجه وجود رقابت کاملا سالم بین یاهو و گوگل که ایمیل های ارسالی از سرورهای همدیگه رو بدشون نمیاد توی Bulk mail و Spam بندازن، من پیشنهاد می کنم که آدرس ایمیل روی جی میل بدین. خرجی که نداره، فقط یه چند ساعتی همه زندگیتون رو تعطیل می کنه تا یه نام کاربر تسخیر نشده پیدا کنین.
شاید این ارتباط بیشتر و تبادل اطلاعات، سبزهای بهاری رو به مغزپسته ای، مغزپسته ای ها رو به چمنی، و چمنی ها رو به سبزپررنگ تبدیل کنه؛ و البته سبزهای پررنگ هم به تنوع واریاسیون هاشون افزوده بشه. شاید یه روزی این لکه فیروزه ای تمام کوهها، جنگلها، کویرها، بیابونها، دریاچه ها، رودها و دریاهای ایران رو فرا بگیره.
ماندانا
من بیزارم از یه کارهایی مثل گلف و شطرنج و بیلیارد و ماهی گیری و اینها که به جای تکون خوردن باید یه عمر علاف سیخ واستی یا بشینی. ولی این بار می خوام مثل یه ماهیگیر عمل کنم. فقط خداکنه تا ماهیه به قلاب می افته خودم روان پریش نشده باشم. فکر کنم کرمه به اندازه کافی چاق و چله باشه. اگه گرفتمش بهتون می گم داستان چی بود!
