Mandana In Red

نيلوفر مرداب

دیشب عجله داشتم و جایی غیر از گل فروشی سر خیابون خودمون نمی رسیدم برم. نکته اش اینجاست که این گل فروشی محل ما بگیر نگیر داره. چون هروقت می رم اون تو شیش دونگ حواسم به گلهاست،‌ هنوز نفهمیدم که اینها دو نفرن که یکیشون می بایست گل فروش باقی بمونه و اون یکی بره سبزی فروش بشه؛ یا اینکه یه نفره ولی چند شخصیتی، و یه روز شخصیتش گل فروشه و یه روز سبزی فروش. ولی هرچی که هست متغیره. پریروز گل فروشه سرکار بود و دیشب متاسفانه سبزی فروشه. تا به هوای روز قبلش که یه سبد ساده و خوشگل برام درست کرده بود چشم از کارش برداشتم یه دسته گلی برام پیچید عین زگیل. وقت عوض کردن هم نداشتم. البته اصل داستان این نیست. اصل داستان اینه که رفتم تو و دیدم گلی که به درد کار من بخوره فقط رز داره و لیسیانتوس. دلم می خواست چیز دیگه ای بگیرم. دیدم یه چیزی داره مثل لاله، که همه شون هم غنچه ان و رنگ صورتی چرک خیلی باحالی داشت. گفتم این لاله ها چنده؟ گفت لاله نیست نیلوفره. ای ول. خوبه از همین می گیرم. همینجور که داشتم چندتا شاخه انتخاب می کردم و برمی داشتم پرسیدم اینها رو از کجا میارن؟ گفت از مرداب. پرسیدم پرورشیه یا وحشی؟ گفت وحشی. کنجکاوتر شدم پرسیدم از کدوم مرداب؟ گفت از انزلی... یه دفعه شک کردم. پرسیدم مجازه؟ گفت نه!!! همه گلها رو برگردونم توی گلدون رفتم سراغ لیسیانتوس بنفش!

چیزی که برام مهمه اینه. دفعه دیگه که یکی مثل من ازش بپرسه مجازه یا نه، می گه نه یا می گه آره؟ یا اینکه اصلا دیگه گل غیرمجاز نمیاره یا ...؟

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()