Mandana In Red

چقدر انسانی!

یه فیلم کوتاه چند ثانیه ای از نمی دونم کدوم گوشه دنیا، گرفته شده با یه دوربین آماتوری و نگاهی توریستی. ولی اگه درخشانترین چهره های زنده و مرده سینمای جهان دور هم جمع می شدن نمی تونستن چنین تاثیری بگذارن.

من اگه رئیس صدا و سیما بودم، سالهای سال، صبح تا شب، شب تا صبح، از هزاران کانال، برای داخل و خارج، فقط و فقط این فیلم رو نمایش می دادم.

مادرم رو صدا زدم که بیاد ببینه. ظرف همون پنج ثانیه اول اینقدر تحت تاثیر قرارگرفت که با هیجان شروع کرد: وااااااااااااای، چقدر قشنگ، چقدر ان.... - می خواست بگه انسانی؛ ولی انگار دید اینجا و در این مورد نمی تونه از کلمه انسان استفاده کنه، بنابراین ادامه داد - با این بچگیش چقدر احساس مسئولیت داره!

ولی من بنا به قانون تداعی آزاد دقیقا به همون کلمه که نصفه گفت و عوضش کرد اعتقاد دارم. چقدر انسانی! بله، شاید چنین لحظه های نابی از انسانیت در کل تاریخ بشریت خیلی زیاد نبوده باشه.

فیلم کوتاه این بچه مرغابی که چیزی شبیه نون خیس خورده رو از روی سنگ وسط استخر - یا آبگیر - برمی داره و توی دهن ماهی های قرمز و زردی می گذاره که دور سنگ جمع شدن آیا برای شما هم اومده و دیدینش؟

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()