Mandana In Red

واژه نامه فارسی محیط زیست برای نوار ابزارهای زیست محیطی

با وجود اینکه می دونم بزرگترین اشتباه توی جامعه ما شفاف بودنه، ولی از اونجایی که یه رگ لری غلیظ دارم بازم کار خودم رو می کنم. اصولا از نظر گردن کلفتی شباهت عجیبی به جد بزرگوارم کریمخان دارم. یعنی که ما وکیل زاده ایم، حواستون باشه با کی طرفین. شلوغ کنین گوشاتون می برم خین بیاد!

می خوام خیلی شفاف اعتراف کنم که من عاشق رذالت و سربه سر گذاشتن و سرکار گذاشتن دیگرانم. خوب چیکار کنم ذاتم اینه. دست خودم که نیست. الان می تونم براتون چند نفر اسم ببرم که هنوز بعد از سالها مزه آب نمک غلیظی که وسط تابستون گرم بعد از پیمایش سربالایی تند محلمون از دست من نوش جان کردن یادشونه. و من هنوز یادمه چه لذتی بردم و چقدر خندیدم. توی دانشگاه یه دختری بود که با دوست من دوست بود و از این طریق به هم معرفی شده بودیم. دفعه اول که همو دیدیم در جواب این سوال دخترونه ها که مجردی یا متاهل و بچه داری و نداری خیلی جدی گفتم شوهر دارم و دوتا بچه! تا سال آخر هر بار منو می دید کلی حال احوال منزلجات رو می پرسید و من اینقدر از مشکلات دندون درآوردن بچه دومیم و گرفتاری کارهای خونه و شبهای تحویل پروژه و عروسی خواهرشوهر براش می گفتم که اگه مامانم هم اونجا بود باورش می شد. خوب استعداد بازیگریم رو نمی خواستم کور کنم. الان هم اگه چیز تازه ای ندارم تعریف کنم به خاطر این نیست که توبه کرده باشم. آب ندیده ام! دور و بری ها که اینقدر منو می شناسن دیگه نمی تونم سرکارهای بزرگ بگذارمشون، فقط موارد خیلی خفیف؛ غریبه ها هم دستم بهشون نمی رسه.

امروز که اومدم دیدم این مدیریت نازنین وبلاگ دانشجویان محیط زیست کرج اینقدر از سر لطف ایده های من رو جدی می گیره و به چه زحمتی داره یه واژه نامه زیست محیطی به نوار ابزارش اضافه می کنه یه دفعه یاد اون حس افتادم که چقدر خوبه آدم به قول استراتژیست ها به دیگران Wrong Flag بده! ولی بعد مثل کاپیتان هادوک شیطون رو لعنت کردم.

و اما داستان واژه نامه زیست محیطی که دوستمون داره دنبال انگلیسی به فارسیش می گرده. من که اصلا تخصص و رشته ام محیط زیست نیست که خبر داشته باشم، اما تعجب هم نمی کنم اگه بشنوم هنوز ما توی ایران همچین واژه نامه ای نداریم. نه تالیف، نه ترجمه، نه هیچی. ولی اتفاقا این یه نقطه شروع خوبه که بفهمیم داریم یا نه. اگه نداریم خوب همین هایی که فعلا هست و از روی اینترنت می شه مجانی برداشت بچه های اهل فن می تونن شروع کنن به ترجمه و اون رو بگذارن روی این نوار ابزار. اینجوری اگه ایرادی هم داشته باشه بقیه می بینن و بحث می کنن و حل می شه و بعد که ویرایش شد می شه تکثیرش کرد و نسخه های چاپی اش رو به بازار داد. حتی می شه یک کلمه یک کلمه ترجمه کنن، بگذارن روی نوار ابزار و نظرخواهی کنن که کار بلافاصله شروع بشه و سریعتر پیش بره. ما اینقدر کار نکرده توی این زمینه - مثل خیلی زمینه های دیگه - داریم که می تونه هزاران نفر رو بگذاره سر کار برای سالها. یه نکته ای رو هم که خودم بهش اعتقاد دارم می گم. اینو توی گفته های مادر ترزا خوندم - ولی اصلا دچار این اشتباه نشین که کارآکتر من با اون مرحوم یکیه ها*!‌ من توی خیلی موارد اصلی صدوهشتاد درجه با اون فرق دارم. فقط همین یکی بینمون احتمالا مشترکه. اصلا یه وقت فکر نکنین من بهتون پیشنهاد خواهم داد اگه حوصله بچه ندارین، بچه تون رو بدین من با کمال میل بزرگ می کنم! چون من حتی برای یه شب تعارف نخواهم کرد که نگهش دارم و شما برین مهمونی. توی خیابون که یه بچه از کنارم رد می شه برای یک هفته ظرفیتم تکمیله - و اون نکته مادر ترزایی چیه؟ هرگز برای انجام کاری منتظر دیگران نشین! خودتون در حد توان خودتون شروع کنید! این حرف، به خصوص در فضای امروز ما که ان جی او ها یا از هم پاشیده ان یا خیلی جون ندارن به شدت مهمه و کاربرد داره. نباید سازماندهی رو فراموش کنیم و ازش مایوس بشیم، ولی برای همه کارها هم لازم نیست منتظر سازمان بشیم. خیلی از کارها اینجوری سریعتر هم پیش می ره. فکر کنید هرگز سازمانی وجود نخواهد داشت، حالا شما به تنهایی چیکار می تونین بکنین؟ شروعش کنید.

اگه این واژه نامه روی این نوار ابزار به اشتراک گذاشته بشه، اهل فن استفاده می کنن، ما اهالی محله های دیگه هم یه کلمه یاد می گیریم، مصداق همون که می گن سعی کن هر روز یه چیز تازه یاد بگیری، حتی اگه شد فقط یک کلمه.

ماندانا

* برای اونهایی که با هومیوپاتی آشنا هستن: کارآکتر مادر ترزا از نظر تئوری هومیوپاتی طلا است. من اگه شرح حال ازم بگیرن شاید سودسوزآور از آب دربیام!!!!

   + Mandana In Red ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()