Mandana In Red

آش بدون يه وجب روغن اعلای کرمانشاهی، چه فايده؟

دوستان دارن ترتیب یه تجمع اعتراض آمیز رو برای روز دوشنبه پنج شهریور می دن جلوی پارک پردیسان و در واقع جلوی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران؛ برای اعتراض به کشتار دسته جمعی دوهزار جوجه فلامینگوی بی گناه در خاک ایران که یه گروههایی از آدمهاش خیلی به اخلاقیات شرقی و شرعی خودشون می بالن و هرکدومشون فکر می کنن رب النوع توامان شعور و عطوفت تشریف دارن. چرا ما فکر می کنیم که از دوران چند و چندین خدایی گذشته ایم و به توحید معتقدیم؟ نمی دونم والا! در عمل که هرکدوممون یک گوگل شریک شیش دونگیم برای خدا!

من اگه مدیریت جریان رو به عهده داشتم می رفتم این تجمع رو جلوی اتحادیه شرکت های حمل بار و اسباب کشی برگزار می کردم!

دوستان زیست محیطی، لطفا فکر نکنین دارم سربه سر شماها می گذارم. الان توی این وضعیت عصبی مگه دیوونه ام برم روی اعصابتون؟ تا بیام ثابت کنم شوخی بوده هر یاخته ام سر یه درخته! من منظورم اینه که اگه بریم اونجا معنی و مفهومش اینه که سازمان محیط زیست که اصلا هچ! اینقدر پرته که ازش توقعی نمی ره! ولی ما از صنف حمل و نقل چی توقع داشتیم که بنا به تخصصش بره و با جابه جایی به موقع فلامینگوها محیط زیست ایران رو حفظ کنه! بعد این تجمع مثل توپ صدا می کرد! واقعا حیف که من برنامه ریز نبودم اگه نه خانم جوادی می بایست می رفت سیبیل می گذاشت از سازمان می اومد بیرون! فعلا که شانس آورده و انسانهای شریفی دارن براش آش می پزن.

ولی علی الحساب از دعوت این انسانهای شریف که خدا سایه شون رو از سر ایران کم نکنه استقبال فرموده دوشنبه خدمت می رسیم به صرف آفتاب داغ و نگاههای چپ چپ و خصمانه و ... خوب بالاخره هرچی باشه آدم کشته ایم دیگه! حقوق از بیت المال که نگرفته ایم بابت حفظ محیط زیست و دست روی دست گذاشته باشیم که اهمیت نداشته باشه؛ خلاصه که اگه زنده بودیم آی ویل سی یو! اگر هم زنده نبودیم به یاد ما هم یه روبان قرمز به بازوهاتون ببندین و آنگاه من در آن روبان سرخ جریان خواهم داشت و همراهیتان خواهم کرد!

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()