به مناسبت آغاز سال تحصيلی جديد و داغتر شدن بازار کلاسهای تقويتی و کنکور
بدینوسیله از آن دسته از عزیزان عضو صنف محترم کارت پخش کن که با اصرار و تلاش بی وقفه همچنان در خیابان برگه های تبلیغاتی انواع و اقسام کلاسهای تقویتی اول، دوم و سوم دبیرستان، پیش دانشگاهی و بعضا کنکور را به دست من می دهند مراتب امتنان و تشکر خود را اعلام داشته و برای ایشان از درگاه خدای منان سوی چشم طلب می کنم. الهی آمین.
حالا گذشته از همه اینها، واقعا قیافه من اینقدر شبیه بچه مثبت ها و درس خونهاست؟؟؟ از خودم ناامید شدم! ناسلامتی ما یه روزی می رفتیم سر جلسه امتحان نهایی فیزیک، بدون اینکه بدونیم اصلا کتاب فیزیک چند بخشه و اسم بخشهای آخرش چیه! من هر جلسه اگه فلنگ رو نبسته بودم و توی حیاط مشغول بسکتبال نبودم، حداقل پنج هزار سی سی خون به جیگر معلم فیزیک و شیمی می کردم. از نظر من درس فقط ورزش بود و ادبیات و ژنتیک. هرگز نفهمیدم فرمول گردش ماهواره دور زمین به من چه ربطی داره که باید بخونم و یاد بگیرم، مگه ناسا دنبالم فرستاده بود؟ یا اون انگشت های دست چپ و راست فلمینگ - راستی فلمینگ فیزیکدان بود یا کاشف پنی سیلین؟؟؟ - یا هرکس دیگه ای که بود، چرا گاهی رو به بالا بود و گاهی رو به پائین. باز خدا پدر و مادر نیوتن رو بیامرزه که یه کم قابل درک تر حرف می زد. فکر کنم تنها فیزیک دانی باشه که شبهای امتحان گور به گورش نکرده ام. از اون ور هم مشتق و انتگرال و آرک کوچیک و بزرگ! صد رحمت به جذر! ولی به خدا اینقدر خوشحالم که دیگه چشمم به اون حلقه احمقانه بنزن نمی افته، با اون قوانین روان پریش کننده اسم گذاری شیمی آلی که فرقی با صرف افعال عربی نداشت و به همون اندازه مزخرف بود. پوف! چه مرارتی کشیدیم اون دوازده سال! خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.
ماندانا
