Mandana In Red

آزادی

خوش به حال انسان پکن، نه به این دلیل که فک خیلی خوش فرمی داشته، بلکه به این خاطر که در تمام طول عمرش حتی یک شب هم با حسرت آزادی نخوابیده. از روزگاران دور انواع و اقسام حرکت ها و انقلابهای سنباده ای و مخملی شکل گرفته و هزارجور رهبر و حزب و ایدئولوژی اومدن و رفتن با وعده آزادی برای انسانها، و فعلا هم که ملاحظه می فرمائید اوضاع جهان را. آزادی در بیرون نیست؛ برای همین هم کسی بهش دست نیافته. کودتا و انقلاب آزادی نمیاره. آزادی فقط یه مفهوم و ریشه داره؛ آزادی از دست ابله درونمون! هر آدم یا جامعه ای که بتونه از دست ابله درونش آزاد بشه پیشرفت می کنه. همه گرفتاری های ما تقصیر این ابله خودمونه، ولی به پای ابلیس بدبخت نوشته می شه. این رسم ازلیه که هرچی عاشق تر باشی، ملعون تری و مطرودتر! همه کاسه کوزه ها رو هم سر عاشق مادرمرده می شکنن. از سرنوشت این بزرگترین و خالصترین عاشق دنیا باید درس گرفت. اگه ابلیس سیاست آدمها رو داشت و صبح تا شب تظاهر به بندگی می کرد و زیرزیرکی معشوق رو می پیچوند الان وضعش خوب بود. فعلا که علی الحساب هم چوب رو خورده و هم پیاز رو.

امان از دست این ابله درون!

 ***

این متن رو هم تایپ کرده ام و توی دفتر زده ام به دیوار کنار میزم:

همیشه یادم باشه

یادم باشه سیستم اون چیزی نیست که به شکل سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر روی میزم قرار داره؛ سیستم اون چیزیه که توی ذهن منه، نوع تفکر من، که خودش رو در رفتار سازمانی ام نشون می ده؛ و اگه من سیستم نداشته باشم، فارغ از مشخصات شناسنامه ایم، مدرک تحصیلیم، مدل ماشینم، قیمت گوشی موبایلم، محل زندگیم، مارک لباسم و ویزاهای توی پاسپورتم، در خوشبینانه ترین حالت و با کلی تخفیف و پارتی بازی، حداقل به سه هزار سال پیش تعلق دارم؛ به زمانی پیش از دوران داریوش هخامنشی، نابغه مدیریت، که اون سیستم عظیم و دقیق اداری رو برای کنترل کشور پهناورش طراحی و به کار گرفت.
یه چیز دیگه رو هم یادم باشه؛ اینکه هر سیستمی همیشه جای بهتر شدن داره.

***

آدم عاقل توی پائیز هیچ کاری نمی کنه جز عکاسی. اصلا این فصل باید همه کارها رو تعطیل کرد و فقط دوربین مسلح به دست راه افتاد توی شهر و بیابون. البته باید صابون گیرهای بی منطق پلیس رو هم به تن مالید. یاد اون نوشته قدیمیم افتادم: "چرا و به چه علت هنر نزد ایرانیان است و بس؟"

ماندانا

امشب انگار مدل محمدرضا نوشتم.

   + Mandana In Red ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()