Mandana In Red

روح-درختهای تهران (بخش دوم)

از ميدون قدس که وارد نياوران بشين دومین کوچه سمت چپ (ضلع شمالی خيابون)‌ به شکل T هست. يکی از خونه هايی که توی انتهای سمت راست اين کوچه قرارداره سه تا کاج بلند قديمی داره که به دليل اختلاف سطح کوچه با خيابون اصلی خيلی بلندتر به نظر می رسن. و از بالای يک سری خونه که بر نياوران قرار دارند ديده می شن. هميشه وقتی اين درختها رو می ديدم احساس می کردم که روح عجيبی دارند. دقيقا مثل سه تا جادوگر که با کلاه های نوک تيز و رداهای بلندشون کنار هم ایستادن و هرکدوم چوبشون رو به يک طرف گرفته اند. مثل اينکه از همه طرف دارن با کسانی می جنگند و هرکدوم به سمتی نگاه می کنه. بارها و بارها خواستم برم ازشون عکس بگيرم اما از اونجايی که برای گرفتن عکس می بايست کلی وقت جلوی شهرداری و بانک بايستم تا حداقل بیست تا عکس بگیرم تقريبا مطمئنم که گير می دن. خوب حتما خيلی شبيه تروريست ها و خرابکارهام! حق دارند!!! بگذريم...
اين سه تا درخت اصلا شبيه درخت نيستند. نمی شه بهشون نگاه کرد و فکر کرد که خوب درخته ديگه. به خاطر سه تا بودنشون منو ياد سه تا پری کوچولوی کارتون زيبای خفته می انداختن ولی حال و هوای اون سه تا پری مضحک قلمی رو ندارن. خيلی جدي تر و واقعی تر به نظر می رسن. مثل اينه که از اون بالا مراقب چيزی هستند. شايد مراقب کوچه ها و خيابونهای اطراف يا مردم، انگار نگهبانی می دن تا نيروی شری نزديک نشه...امروز که توی تاکسی های خطی نياوران نشسته بودم و منتظر بودم تا راننده بياد و راه بيفته باز داشتم اين سه تا کاج رو نگاه می کردم. يک دفعه متوجه شدم چقدر شبيه سه تا جادوگر فيلم هری پاتر هستند. دقيقا سه تا جادوگر خوب که دو تا مرد و يک زن هستند و زن در وسط و کمی جلوتر ايستاده اما هر سه تا مقتدر و قوی به نظر می رسن. دامبلدور، مک گونگال و البته پروفسور اسنیپ محبوب من که بزنم به چوب بزنم به چوب از جذابيت هيچ چيزی کم نداره... قد بلند،‌ چشم و ابرو مشکی،‌ تلخ، بداخم، با جذبه،... (یک کم ديگه ازش تعريف کنم خودم ضعف می کنم)

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()