نمای بلاگرهای زیست محیطی از پشت عینک دودی
هرکسی حق داره هرجوری دلش می خواد زندگی کنه، تا جایی که مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکرده. هر کسی حق داره هرچی دلش می خواد بپوشه، می تونه حتی شب ها هم با عینک دودی بخوابه و رویاهاشو هم از پشت این عینک ببینه. هرکسی حق داره وبلاگ داشته باشه و هرچی دلش می خواد بنویسه، دیگران هم می تونن برن مطالبش رو بخونن، می تونن هم هرگز کلیک خرجش نکنن. ولی یادمون باشه، ما نه حق و نه توانایی تعیین تکلیف برای مغز و ذهن دیگران نداریم. دیگران حق دارن به ما نگاه کنن و هر تحلیلی که می خوان از ما داشته باشن. اگه ما جز کسانی هستیم که به نظر دیگران درباره خودمون اهمیت می دیم، به ناچار در راه و روش زندگیمون هم مطابق سلیقه اونها تغییراتی می دیم؛ اگر هم اهمیت نمی دیم که هیچی. ولی آدم عاقل اینو می فهمه که به ضرب و زور تحلیل های آب نکشیده از سر معده، نمی شه جماعتی رو از دم و در یک جمله قضاوت و حکم راجع بهشون صادر کرد؛ اون هم از راه دور و ندیده نشناخته! البته می شه اینکارو کرد، ولی نتیجه اش حرف حساب نیست. اگه زمانی قرار باشه برای لغو حکم اعدام در ایران مردم نظر بدن، من حدس می زنم که تعداد زیادی از وبلاگ نویس هایی که فعلا به وبلاگ نویس های سبز معروف هستن و در گرین بلاگ جمع شده ان، از موافقان لغو این مجازات باشن؛ اونهایی که لقب مرگ اندیش رو به این بلاگرها می دن ای کاش به خاطر حفظ آبروی خودشون هم که شده دست از این تحلیل های شل و ول و لق بردارن، همه شرایط، هم تهدیدها و تحدیدها، همه خطرات، همه امکانات و هرآنچه رو که در داستان اعدام قاتلان جنگلبان ها دخیل بوده و هست رو در نظر بگیرن، عمیقا تحلیل بکنن و بعد نظر بدن. گو اینکه نظرشون چه موافق و چه مخالف در هیچ کجای زندگی این بلاگرها و دنیای ما تاثیری نداره، ولی آدم به خاطر خودش باید فکر کرده حرف بزنه. این جور نتیجه گیری ها مثل اینه که یه ماژول از یه نرم افزار پیچیده رو بگیری، تا نصفه اجرا کنی و نتیجه ای که تا اونجا به دست اومده رو به عنوان کل توانایی و نتیجه کار این سیستم معرفی کنی! درسته که می شه این کار رو کرد، ولی حتما با لگد از تیم تست می اندازنت بیرون که بری واسه خودت وبلاگ بنویسی و تمام سیستم عامل های جهان رو از بیخ و بن ببری زیر رادیکال! خوب ببر، ولی چند وقت دیگه چشمهاتو باز می کنی و می بینی دیگران رفته اند و رسیده اند، و تو نشسته ای و با غر زدن و انگشت اتهام به سمت این و اون گرفتن عمر خودت رو به باد هوا داده ای! البته، یادآوری این نکته ضروری است که به باد دادن زندگی هم جز حقوق مسلم هر آدمیه! هر کی دلش بخواد حق داره زندگیشو به باد بده به دیگران هم اصلا مربوط نیست؛ فقط اگه چیزی گفتم از روی دلسوزی بود، وگرنه هر کسی رو توی گور خودش می گذارن.
درضمن این ترکیب "مرگ اندیش سبز" یه خورده پشت وانتی بود! لطفا در انتخاب واژگان یه کم بیشتر سلیقه به خرج بدین!
همچنین اضافه کنم که پوست من اینقدر کلفت هست که هر حمله کامنتی و وبلاگی و بالاترینی و از این دست رو تاب بیارم. به عنوان پیشنهاد می گم وقت تلف نکنید بهتره. ولی بازم براساس حقوق بشر حق دارین که وقتتون رو تلف بکنید و پنهان هم نمی کنم که این جور حمله ها اسباب تفریحم می شه.
ماندانا
