Mandana In Red

يک حاجی بود يک گربه داشت...

جناب آقای عدی، فرزند خلف صدام حسين فرموده اند:« يازدهم سپتامبر را تبديل به پيک نيک می کنيم!» و ثابت فرمودند که پشت اون ستاره حلبیشون قلبی از طلا دارند! حالا نمی دونم دست زن و بچه خودشون رو هم می گیرن به این پیک نیک ببرن یا نه! این آقا همچین درباره کشتار و جنايت و تخريب و ترور مردم بی گناه حرف می زنه انگار با بچه اش شهرکی از لگو ساختن و حالا می خوان خرابش کنن تا یکی دیگه بسازن و سرگرم بشن. فکر نمی کنم هيچ آدم حسابی توی دنيا بتونه طرفدار سياستهای آمريکا باشه اما اين نوابغ اين وری هم دست کمی از اون وری ها ندارن، فقط هنوز کشف نشدن. خوشمزه هم اينجاست که اين مغزهای متفکر دست پرورده اون دانشمندان، اما حالا بنا به مصالحی به همديگه دندون نشون می دن،‌ البته به خرج مردم بيچاره، حالا فرق نمی کنه عراقی يا آمريکايی. اگه خودشون مرد ميدون بودن و از خودشون مايه می گذاشتن هيچ ايرادی نداشت، گوشت خر و دندون سگ! اما جدی جدی دارن برای زندگی ميليونها آدم تصميم های وحشتناکی می گيرن. داستان حمایت از این آدم کشها و بر سرير قدرت نشستنشون و بعد از اون بالا پايين کشوندنشون از سوی قدرتها شده داستان همون حاجی و گربه اش،‌ شنيدين؟ اگه نشنيدين حالا بخونين:
« يک حاجی بود يک گربه داشت،‌ گربه شو خيلی دوست می داشت، گوشتو خريد تاقچه گذاشت،‌ گربه اومد گوشتها رو خورد،‌ حاجی زد و گربه رو کشت، رو سنگ قبر او نوشت: يک حاجی بود يک گربه داشت، گربه شو خيلی دوست می داشت، گوشتو خريد تاقچه گذاشت،‌ گربه اومد گوشتها رو خورد،‌ حاجی زد و گربه رو کشت، رو سنگ قبر او نوشت: يک حاجی بود يک گربه داشت،گربه شو خيلی دوست می داشت، گوشتو خريد تاقچه گذاشت،‌ گربه اومد گوشتها رو خورد،‌ حاجی زد و گربه رو کشت، رو سنگ قبر او نوشت: يک حاجی بود يک گربه داشت،گربه شو خيلی دوست می داشت، گوشتو خريد تاقچه گذاشت،‌ گربه اومد گوشتها رو خورد،‌ حاجی زد و گربه رو کشت، رو سنگ قبر او نوشت: يک حاجی بود يک گربه داشت...»
نه؟

ماندانا
يکی هم نيست به اين بابا بگه مگه مجبوری کلمه پيک نيک رو انتخاب کنی که بشه بيک نيک؟ خوب اين همه کلمه برای اثبات حماقت در فرهنگ ما آدمها وجود داره،‌ يکی رو انتخاب می کردی که وقتی تلفظش می کنی ملت از خنده ريسه نرن!

   + Mandana In Red ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()