Mandana In Red

جشن شور درختکاری.

من هرچی از ديروز تا حالا دارم فکر می کنم نمی فهمم چطور شد که امسال «جشن درختکاري» شد «شور درختکاري»! آخه ديروز روی همه تراکت ها نوشته بود «شور درختکاري». شايد می خواستن خيلی ایرونی اصيل بازی راه بندازن و بنويسن «سور درختکاري» عوضی تایپ کردن شور... خوب غلط تایپی هميشه پيش مياد. من خودم هم که اول و وسط و آخر همه تایپيست های منظومه شمسی هستم گاهی دستم خطا می کنه... البته یک احتمال هم می دم که می خواستن بهمون متلک بگن. آخه هرچی هر سال رفتیم درخت کاشتیدیم یا ما غلط کاشتیم و خشک شد یا توی منازعات قومی قبیله ای سازمان ها و نهادهای محترم سوخت و از ریشه درآمد و ... و می خواستن به ما حالی کنن که دیگه شورشو درآوردین با این آب توی هاون کوبیدن ها! آخرین احتمالی که می دم اینه که چون قرار بود بریم توی زمین های شور «آتریپلکس» یا «اسفناج وحشی» بکاریم که از شوری زمین ها کم کرده و زمین رو قابل کشت می کنه اینطور استنباط شده که شوری زمین به ما می رسه و بی نمکی ما به اون. مثل آتیش چهارشنبه سوری در به در بی باعث و بانی که زردی اون از ما و سرخی ما از اونه، پس جشن ما می تونست با حضور اين همه آدم با نمک تبديل به شور بشه. باز خدارو شکر زمينش ترش نبود وگرنه اين همه دختر ترشيده رو چيکار می کرديم؟ اون هم توی جامعه مردسالار!
حالا شور يا سور يا جشن و يا هرچيز ديگه ای که بود ما رو برعکس هر سال به جای کوه بردن به بيابون (عجب جای قشنگی هم بود) و باز برعکس هرسال که قرار بود توی چاله های از پيش کنده شده نهال سرو نقره ای دفن کنيم از قبل مراسم کفن و دفن درختچه ها رو انجام داده بودند و ما فقط قرار بود دورشو مثل کلاه آقای دکتر کردوانی گود کنيم و بکوبيم که آب بارون بياد بره درست پای نهال و از اونجا بره به طرف ريشه که خيلی از خودمون استعداد نشون داديم و ثابت کرديم که هنوز فرق کلاه و شلوار آقای دکتر رو نمی دونيم. بابا استعداد! و باز از اونجايی که این همه استعداد از خودمون نشون دادیم احتمالا سال دیگه «از دست بوس ميل به پابوس کرده و خاکمان بر سر که پيشرفت معکوس می کنيم» ما رو می برن توی يک زمين شخم زده شده و نفری يک مشت بذر يونجه می ريزن توی مشتمون که بپاشيم بلکه اون حداقل سبز بشه و دام های کشور بخورن و خير رفتگانشون ما رو دعا کنند. اگه اين کار هم از دستمون برنياد ديگه نمی دونم با ما چه خواهند کرده. شايد سال بعدش روز درختکاری همه ما رو سوار اتوبوس کرده و به مقصد نامعلومی حرکت بدن و بعد هم وسط راه اتوبوس رو بندازن توی دره بلکه طبیعت از دست ما طرفداران سينه چاک خودش نفس راحتی بکشه! ايدون باد.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()