Mandana In Red

فمينيست يعنی ضدنامرد و مردنما!

بفهمم کی توی مخ مردم کرده که «فمینيست» يعنی «ضدمرد» خوبه! به هرحال ناچارم در مورد فمینيست يک کمی توضيح بدم که حداقل مخاطبان بی شمار وب لاگ من ديگه از اين اشتباها نکنن.
بانوان و آقايان گرامی، فمينيست به کسی گفته می شه که معتقد نباشه که تمام تجربيات و تاريخ بشری به تجربيات و تاريخ مردانه محدود می شه! ايلَده همين! زن و مرد هم نداره، مرد می تونه فمينيست باشه (کما اينکه کم نيستند مردهای فمينيست دنيا) و زن می تونه تا اعماق استخوان مرد ذليل باشه (که متاسفانه زياد هم پيدا می شن).
اینجا یک پرانتز باز کنم و وارد بحث پزشکی-روان شناسی بشم که دوزاریهاتون خوب بیفته. در بدن هر مردی علاوه بر هورمونهای مردانه مقداری هم هورمونهای زنانه ترشح می شه که اگه نشه سلامت روحی و جسمی مرد رو تحت تاثیر قرار می ده و از بین می بره. به همین ترتیب در بدن هر زنی هم مقداری هورمون مردانه ترشح می شه که باز عدم ترشح این هورمون زن رو از حالت عادی خارج می کنه! خوب؟؟؟ این بخش پزشکیش بود. در روان هر مردی بخش زنانه ای وجود داره که در روان شناسی به اون زن درون گفته می شه و در روان هر زنی هم بخش مردانه ای وجود داره که باز عدم حضورش تعادل روانی زن رو به خطر می اندازه. (‌برای مطالعه بیشتر به کتابهای کارل گوستاو یونگ و مبحث انیما و انیموس مراجعه کنید). زن ها و مردهایی که فکر می کنند یک قطبی هستند حداکثر یک نیمه انسان هستند و انسان هم از اون چیزهایی هست که یا باید کامل باشه و سالم یا نباشه، نصفه اش به درد نمی خوره و حساب نیست!!! اون بخشی از روان هر مرد که خلاق هست و هنرمند بخش زنانه وجودشه. مردهای هنرمند بخش زنانه درونشون خوب پرورش پیدا کرده تا جایی که میکل آنژ و کلود مونه و سزان می شن. زن هایی هم که بخش مردانه درونشون الگوی مناسبی داشته و درست پرورش پیدا کرده اونهایی هستند که می تونن سازنده باشن و قوی،‌ همون زنهایی که تا عوام می بینن و به خیال خودشون می خوان ازش تعریف کنن می گن فلانی زن نیست مرده! (از اون جمله هایی که از صدتا فحش بدتره ها!) خوب؟ افتاد؟ اگه هنوز نیفتاده باز اشاره بکنم به کتاب عهد عتیق و سفر آفرینش که در اون معماری جهان به سوفیا یعنی بخش مونث خداوند نسبت داده شده. افتاد؟ اگه نیفتاده که دیگه متاسفانه از دست من کاری برنمیاد،‌ باید برین یک آر-پی-جی-هفت بخرین بگذارین پشت دوزاریتون و شلیک کنین.
به بيان روشن تر فمينيست يعنی« ضدنامرد»، یعنی ضد موجودات مذکری که فکر می کنند اون وجود نصفه و نیمه شون می تونه مفهوم کلمه بزرگی مثل مرد رو به دوش بکشه و تازه یک چیزی هم ازش طلبکار باشه...
فمینیست زن باشه یا مرد طرفدار کامل بودن زن برای زیربار حرف زور نرفتن و کامل بودن مرد برای زور نگفتنه. ولی خوب اين که ارزشها چپه شدن و این روزها ضدارزشها ارزش شمرده می شن و همه «نامرد»ها «مرد» نامیده می شن ديگه به بنده و ساير فمينيست ها ربطی نداره. برين يقه يکی ديگه رو بگيرين. البته اگه نامرد نيستين، اگر هم نامردين که برين نقش داريوش بزرگ رو که يک خم پلنگه رو گرفته از توی درگاههای کاخ تچر واقع در مجموعه تخت جمشيد پاک کنين که هم ديگه ملاکی برای مقایسه و تشخيص مرد از نامرد وجود نداشته باشه و خدای نکرده از جلوه نيفتين و هم اينکه کاری رو که اسکندر مقدونی تموم نکرد شماها تموم کنين که گفته اند «کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد» اينجوری در تاریخ اسم شماها به جای اسکندر به عنوان تخريب کننده تخت جمشيد نوشته خواهد شد و شهرت جهانی پيدا می کنيد، کدومتون از شهرت بدش مياد؟‌
و باز بد نیست یادآوری کنم که نيچه توی کتاب «چنين گفت زرتشت» مي گه :«جامعه ای که مردهاش مرد نباشن،‌ زنهاش مرد می شن»،‌ واقعا هم کدوم زن عاقل و سالمی دلش می خواد بین یک مشت نامرد زندگی کنه که یا توسری بخوره یا تبديل به مرد بشه و لذت زن بودن و در کنار داشتن يک مرد واقعی رو از دست بده؟
در پایان هم به عنوان حسن ختام از همين جا به عنوان يک فمينيست دست هرچی «مرد» توی دنيا هست می بوسم تا ديگه از اين وصله های ناجور به من نچسبونين،‌ ولی مردهااا نه مردنما!

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۱
    پيام هاي ديگران ()