Mandana In Red

ای بابا، نمی گذارن آدم از نوروز بنويسه.

رستم: «من از اينکه آمريکا داره عراق رو می کوبه خوشحالم! اينها همونهايی بودن که هشت سال پدر مارو در آوردن...هميشه دشمن ما بودن، اينجوری حداقل تا بيست سال ديگه پتانسيل حمله دوباره به ايران رو نخواهند داشت...»
سهراب: « آیا امروز با کشته شدن عراقی ها کشته های ما زنده می شن؟ آیااین همون طرز تفکری نبود که اين چنين دنيايی رو برای ما بوجود آورد؟ اين دنيايی که خودتون هم ديدين چيز خوبی نيست. پس وقتی زمان نشون داده که راه شما نتيجه خوبی نمی ده ما چرا بايد مثل شما فکر کنيم؟ چرا فکر کنيم که راه خلاصی پيدا کردن از يک همسايه نه چندان خوش اخلاق جنگه؟ چرا به بيست سال جلوتر فکر نکنيم؟ روزی که بالاخره اين همسايه يا هر دشمن ديگه ای بتونه دوباره توان جنگی خودش رو تقويت کنه؟ باز ميشه روز از نو روزی از نو؟ يا ميشه کار ديگه ای کرد؟ به جای جنگ به صلح فکر کرد. به پيدا کردن راهی که نسل های آينده ايران و عراق رو دوست بار بياره نه دشمن. چه فايده از اينکه توی ذهن بچه هامون فرو کنيم که عراقی دشمنه و جنگی رو پی ريزی کنيم که در نسل های آينده رخ خواهد داد؟ حالا عراق هيچی، آيا با اين کار و ترتيب دادن يک جنگ ديگه با دستهای خودمون بچه هامون رو بدبخت نمی کنيم؟ مايی که ادعا داريم روشن فکريم و بچه هامون رو دوست داريم و صلاحشون رو از خودشون بهتر می دونيم و حاضر نيستيم حتی يک مو از سرشون کم بشه...»
«بوی جرج» خواننده گروه «کالچر کلاب» که توی دهه هشتاد خيلی گل کرده بود هميشه خودشو به شکل زنها درمی آورد و به همين دليل توی ايران مورد لعن و نفرين مرد و زن بود ترانه ای داشت با نام War is stupid که خيلی هم ريتم قشنگی داشت،‌ به نظر من اون بابا با همه ادا و اطوار غيرعادی و ظاهرا ضدفرهنگی اش از خيلی از روشن فکرهای اتو کشيده و با ظاهرهای معقول و مرتب امروزی روشنفکرتر و حتی انسان تر بود. اينها به راحتی برای میلیونها نفر بیگناه جنگ راه می اندازن و به خاطر ظاهرشون آدمهای خوبی شمرده می شن اما اون که ضدجنگ فکر می کنه و توی چهارچوب آزادی های فردی خودش رو به شکل زن درمياره آدم بد و پيف پيفيه! عجب دنيايی ساختيم ها!!!

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ فروردین ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()