Mandana In Red

بارون بارونه زمينا تر می شه...

تهرون شده عين موش آب کشيده... عجله دارم... برای يک مسير پونصد متری بايد سوار ماشين بشم... يک پژوی قديمی و داغون... راننده خيلی خوفه... جناب صدتومنی بودها... می گه: «باشه!»... پژو رفته...دخترای نوجوون ظريف و خوشگل با مانتوهای رنگی... می گن و می خندن... قد متوسط کوتاه... کت و شلوار سورمه ای نيمدار... شال سبز هم روش...ريش و پشم سفيد...به دخترها می گه ماشالللللللللللللللللله!... دهنم وا مونده............ موش رو اگه صدبار هم آب بکشی باز هم موشه...

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()