Mandana In Red

بهرام که گور می گرفتی همه عمر...

نشسته بودم داشتم به خاطر سرقت و انهدام ميراث تاريخی و فرهنگی عراق صورتمو با چنگولام می کندم که يک دفعه خبر اومد که به موزه پارس شیراز دستبرد زدن اون هم از نوع مسلحانه اش. گفتم بيا! انگار يک خواب خوش به اين جد مادر مرده ما نيومده! باز رفتن سراغش. حالا اين بار استخونهاشو کجا می برن خدا می دونه. کشورهای منطقه که نمی برن... چون هيچکدوم همونهايی رو که خودشون دارن هم نگه نمی دارن... ولی يک کشورهايی مثل فرانسه و‌ آلمان و انگليس هم هستند که سابقه شون از نظر حفاظت از ميراث فرهنگی شرق آی درخشانه و سالهاست که بی مزد و منت دارن از آثار ما توی موزه هاشون نگه داری می کنن عين چشمشون... و يک دفعه اين معادله اومد توی سرم که خاک بر سرت!!! استخونهای کریمخان رفت لوور رو ديد تو هنوز بليتش رو هم نديدی! داشتم حسابی دچار ياس فلسفی می شدم که بقيه خبر رو شنيدم! در اين سرقت يک جلد قرآن معروف به قرآن هفتاد من به سرقت رفته! به به به! چشم شيرازيها روشن... اين همون قرآنی بود که سالهای سال بالای دروازه قرآن، دروازه معروف و شمالی شهر شيراز قرار داشت برای اينکه کسانی رو که از زير دروازه رد می شن حفاظت کنه، همون قرآنی که معروف بود که اگه خودشو بگذاری توی ترازو هفتاد منه و اگه يک برگش رو هم بگذاری باز همون هفتاد منه! چقدر هم شيرازی ها بابت اين قرآن پز می دادن... حالا اين همه افتخارو افتخارو همين بيد؟؟؟ به همين شلی از در اون موزه پارس، وسط شهر، روبروی ارگ کريمخان،‌ کنار بازار به اون شلوغی و درست از همونجايی که خيابون جلوش اصلا ماشين رو نيست و حداقل طرف بايد سی چهل متر بره تا برسه به نزدیک ترین مسير ماشين رو که اون هم يک خيابون باريک و یک طرفه و پرپيچ و خم هست، بردنش؟‌؟؟ باشه. ولی اين یک جلد مکتوب مسروقه گذشته از قرآن بودنش يک جورايی ناموس شهر شيراز هم بود. چون این قرآنی بود که سالها از شیرازی ها و مسافرهاشون محافظت کرد ولی وقتی نوبت به مردم شهر رسید نتونستن جبران کنن و حالا معلوم نیست کجاست. کجان اون غياث آبادی های ناموس پرست که به جای شيرازی ها آستين بالا بزنن؟ اصلا همش تقصير اونهاييه که مجسمه پرجبروت کريمخان رو از خيابون جلوی موزه برداشتن... اگه جد بزرگوارم با اون سبيلهای از بنا گوش در رفته اش اونجا بود عمرا کسی جرئت می کرد نفس بکشه چه برسه به اينکه بره توی کوشک خصوصی اش و ناموس شهرشو ببره.

ماندانا
تازه يک جا نوشته بود: «سارقان قرآن نفيس حتی نقاب هم نداشتند!»

   + Mandana In Red ; ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()