Mandana In Red

اشرف مخلوقات

توی اين هوای بهاری هيچ چيز مثل سوت زدن و راه رفتن روی لبه جدول خيابونهای پردرخت خيس نمی چسبه. شال و کلاه کردم و زدم بيرون. سر کوچه يه دونه اشرف مخلوقات رو ديدم که توی پیاده رو شلنگ رو گرفته دستش و با آب دنبال يک برگ کرده، برگه برو اشرف مخلوقات برو. به رگ غيرت زيست محيطيم خیلی برخورد اما گفتم ولش کن،‌ اومدی بيرون که بگردی، ماموريت آموزشی که نداری،‌ بی خيال، امسال هم کلی برف و بارون اومده به بی آبی نمی خوريم. وارد خيابون اصلی شدم و پريدم روی لبه جدول و به مصداق اون ضرب المثل زيست محيطی که می گه:« خواهی نشوی رسوا،‌ همرنگ طبيعت شو» شروع کردم مثل پرنده ها سوت زدن،‌ حالا سوت نزن کی سوت بزن که يک دونه اشرف مخلوقات ديگه که داشت از روبرو می اومد تا رسيد به من با عصبانيت يک کلمه رکيک به زبون آورد که اگه شانس نمی آورد و من داخل آدم حسابش می کردم الان تيکه بزرگه اش زبون کوچيکه اش بود. اين يکی رو هم زير سيبيلی درکردم و برای اينکه از فضای دل انگيز شهرمون بيشتر لذت ببرم شروع کردم به نواختن آهنگ «ويلن زن روی بام»، تازه رسيده بودم به جاهای جالبش که هی آهنگ تند و يواش می شه و داشتم از سوت زدن خودم کيف می کردم که يکدفعه يه دونه اشرفه مخلوقات دست پر از انگشترشو از پنجره ماشينی که به سرعت رد می شد آورد بيرون و آنچنان ته سيگار روشنشو پرت کرد بيرون که بعد از رد شدن از بيخ چشم و صورت يک اشرفچه مخلوقات افتاد روی زين دوچرخه ای که توی پياده رو رها شده بود.
سوت زدنم که ديگه نمی اومد هچ! واسه شرافت تمام مخلوقات هم با اين اشرفی که دارن بسيار متاسف و متاثر شدم. برای همه اون مورچه هايی که با آينده نگری و پشتکار غذای زمستون خانواده بزرگشونو جمع می کنند، برای اون نهنگ های مهربونی که به خاطر دلایلی که اگه اشرف مخلوقات خودشو بکشه هم نمی تونه درک کنه دسته جمعی خودکشی می کنند و همچنین برای تمساحهای بزرگی که اجازه می دن پرنده های کوچيک غذاشونو از لای دندونهای اونها پيدا کنند. تازه اين اشرف مخلوقات اشرفيت به اين همه آدم حسابی رو باز هم برای خودش کم می دونه و درصدده تا اگه بتونه به DNA اون جاندارهايی هم که شرافتشون رو برداشتن و در رفتن دست پيدا کنه و به زور به اين دنيا برشون گردونه تا با افزايش تعداد گونه های مشروف غرورشو ارضا کنه.
به خدا مخلوقات عالم حق دارن اگه برن يک NGO ثبت بدن برای مبارزه و خروج از زیر یوغ اشرفیت ماها.

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()