Mandana In Red

بازم جای شکرش باقيه.

نفهميدم بالاخره اين زنهای بيچاره عربستان تونستن شناسنامه بگيرن يا نه. خيلی بده ها، توی اين دنيايی که یک ديسکت سیصد تومنی می خری چندتا ليبل خام همراهش داره که اگه عکس «فرد فیلینستون» رو هم روش کپی کردی بنويسی «عصر حجر» و بچسبونی روش، آدم شناسنامه نداشته باشه. چقدر سخت می گذره؟ تازه اين الانشونه، طفلکی ها دو سه هزار سال پيش چه وضعی داشتن خدا می دونه. حالا وقتی آدم یک چیزی رو نداره ولی از وجودش خبر نداره خیلی سخت نیست، اما وقتی ببینه بقیه دارن و خودش نداره زندگی می شه جهنم. امروز که خیلی از دست مردهای ایرونی شاکی بودم یک لحظه خودم رو گذاشتم جای زنهای دو هزار و پونصد سال پیش عرب. نمی دونم اون موقع چه وضعی داشتن ولی اگه هزار و چهارصد سال پیش زنده به گور می شدن قابل تجسمه که هزار و صد سال پیشش چیکارشون می کردن. بعد همین کنار دستشون وضعیت زنهای ایرونی رو می دیدن که چه برو و بیایی داشتن... واه واه واه، خیلی تحملش سخته. فکرشو بکنین همون موقع زمانی بوده که کمبوجیه پسر کوروش از سفر مصر برمی گشته ( راستی می دونین سیزدهمین فرعون از سومین دوره فراعنه مصر همین کمبوجیه خودمون بوده؟) و توی راه بیمار می شه و می میره. از اینطرف هم بردیای دروغین خودشو پادشاه و جانشین کوروش معرفی کرده بوده. داریوش که از قوم پارس و نوه عموی کوروش بوده و سمت نیزه داری کمبوجیه رو هم داشته میاد و همونطور که خودش در کتیبه بیستون می گه با کمک هفت نفر در کمتر از یکسال بردیای دروغین رو می کشه و اوضاع آشفته مملکت به اون بزرگی رو سر و سامون می ده، توی اون روزگار که یک کدوم از امکانات امروزی نبوده خیلی کار کرده، آدم خوش فکر و مدیر به این می گن، و بالاخره به عنوان پادشاه تاجگذاری می کنه. در این زمان داریوش متاهل بوده (‌طفلی!) و پسر هم داشته ولی این پسر حتی به اعتبار یک همچین پدری نمی تونسته ولیعهد بشه چون مادرش شاهزاده نبوده و خون شاهی فقط از مادر به فرزند منتقل می شده. بنابراین داریوش با هوتس (آتوسا) یکی از دو دختر کوروش ازدواج می کنه و خشایارشاه جانشین داریوش حاصل این ازدواجه...بعد زنهای عرب بیخ گوششون این همه ارج و قرب زن رو در ایران شاهد بودن و با وضع خودشون مقایسه می کردن، بنده های خدا. جیگرم برای اونها کباب شد ولی درد خودم کمی التیام یافت. خدا بگم اين مردهای بی انصاف عرب رو چيکار بکنه. گو اينکه من هميشه به اون لک لکی که منو آورده معترضم که چرا به جای ايتاليا منو توی ايران گذاشته زمين ولی بازم جای شکرش باقيه که چند قدم اونطرف تر فرود نیومده.
سعدی بزرگ می گه: «قدر عافيت کسی داند که به مصيبتی گرفتار آمده باشد» و به مصداق «وصف العيش، نصف العيش» می شه نتيجه گرفت که «وصف الرنج، نصف الرنج» و ما با شرح مصيبت زنهای عرب دل خودمون رو آروم کرديم و سرشو کوبيديم به تاق!

ماندانا

   + Mandana In Red ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()