Mandana In Red

بدون شرح!

يک چيزايی نه شوخی برداره، نه ميشه ازش جوک ساخت، نه با طنز و مسخرگی می شه سراغش رفت و نه حتی ميشه به کسی به عنوان متلک انداخت.
برم ببينم خواجه شيراز راجع بهش چی می گه همونو بنويسم...

درآ که در دل خسته توان درآيد باز
بيا که در تن مرده روان درآيد باز
بيا که فرقت تو چشم من چنان در بست
که فتح باب وصالت مگر گشايد باز
غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خيل شادی روم رخت زدايد باز
به پيش آينه دل هرآنچه ميدارم
به جز خيال جمالت نمی نمايد باز
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می شمرم تا که شب چه زايد باز
بيا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
ببوی گلبن وصل تو می سرايد باز

نه بد نگفت...
به اميد ديدار

ماندانا

   + Mandana In Red ; ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()