Mandana In Red

بزرگی به عقل است نه به سال + پيوست+پيوست

اگه همين الان نگم ديگه خفه می شم! يه ماهه نمی رسم بيام دردمو فرياد کنم، شده «فرياد زير بار گرفتاري»
آخ هواااااااااااااااااااااارررررررررررررررر، فغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغان، امااااااااااااااااااااان از دست اينايی که می گن بايد به بزرگتر احترام گذاشت و احترامو اطاعت بی چون و چرا معنی می کنن و بزرگی رو هم با سن می سنجن! يعنی ديگه طاقت نياوردم گفتم جنابعالی اگه واقعا فکر می کنين چون تاریخ تولدتون قبل از مال منه بنده بايد بی قيد و شرط هر مزخرفی فرموديد سرمه چشم کنم اول خودتون بفرمائيد دست اصغر قاتل و شعبون بی مخ رو ببوسيد که بزرگتر از شمان و احترامشون سخت واجب!
قيافه رو بايد می ديدين! ها ها ها ها ها! جيگرم خنک شد!

ماندانا
ناچار شدم همين جا چند کلمه اضافه کنم. Chiron جان، اصلا احترام به معنی اطاعت نيست و در برابر کسی که احترام رو اطاعت معنی کنه و توقع داشته باشه من ياغی ترين آدم دنيام. من به کسی احترام می گذارم که به من احترام بگذاره و من فقط يک کلمه (ماندانا) نيستم. من آدمم، فکر می کنم،‌ منطق و سليقه خودم رو دارم و طبق منشور حقوق بشر حق دارم هرجور که دلم می خواد فکر و زندگی کنم تا جايی که به ديگران ضرری نزنم. من یکی سر سوزنی به تعابير و تابوهای ظاهرا مودبانه و خوب و اخلاقی که در واقع چيزی جز افسار نسل قبل بر دهان نسل بعد نيست اهميتی نمی دم. پيشنهاد می کنم يکبار ديگه داستان رستم و سهراب رو با دقت بخونی تا ببينی ما هميشه از ميل نسل قبل به حکومت بر نسل بعد بدبختی کشيديم و هنوز که هنوزه اين تراژدی ادامه داره... حتی رستم که قهرمان ماست برای اينکه مبادا دربرابر نسل بعد از جلوه بيفته با نيرنگ و تزوير نسل بعد رو به خاک و خون می کشه تا استيلای خودش رو حفظ کنه و دود اين کار به چشم خودش هم می ره. در حرف و صحبت همون رستم ها نيرنگ و تزوير رو بد می دونن در حالی که اگه منافعشون به خطر بيفته در عمل از هيچ حيله ای فروگذار نيستن. اين اسطوره ماست که هميشه درجا زده ايم و اسطوره اروپا اوديپ شهريار هست که مياد پدر رو می کشه و با مادر ازدواج می کنه و به سلطنت می رسه. يعنی چی؟ يعنی که نسل امروز هميشه روی دوش نسل ديروز ايستاده تا جامعه پيشرفت کنه...
هرآدمی احترام داره و احترام گذاشتن به کسی که حد خودشو می شناسه کار آسون و دلپذيريه، ولی در مورد کسی که بيش از حق خودش می خواد، احترام خودش رو در از بین بردن احترام و آزادی من می دونه و پاشو از گليمش دراز می کنه هر کسي که باشه، هر چند سال که داشته باشه، هر نسبتی که با من داشته باشه، طبيعيه که جواب من چيزی نباشه جز «زرشک»!
شنیدی که می گن آدمها هرچی قویتر می شن انعطافشون بیشتر می شه؟ و یکی از مشخصه های آدم بزرگ قوی بودن هست دیگه، نه؟ من آدمهای به معنای واقعی کلمه بزرگ زیاد دیدم، هیچکدوم نه از خود راضی هستن، نه بداخلاق، نه خشن،‌ نه بی منطق، نه زیاده خواه، برعکس اینقدر آدمهای ساده و افتاده ای هستن و به جوونترها علاقه و احترام دارن که آدم شاخ درمیاره. بادقت به حرفهای دیگران گوش می دن و اگه حرف حسابی بشنون تایید می کنن و حتی تشکر می کنن که نکته ای رو به اونها گفتی یا آموختی... بزرگی به عقله نه به سال و دیکتاتوری سنی باید از میون برداشته بشه.
...مگه اسباب بزرگی همه آماده کنی!

و تا وقتی ديکتاتوری داريم ديکتاتور به خاطر منافع خودش اجازه نمی ده که اون ور قضيه يعنی فرهنگ درست بشه... فکر می کنی چرا فرهنگ نداريم؟ چون ديکتاتور داريم! و بعد هم... من جايگزين برای سنت دارم! منطق و احساساتم! اون نظم ديکتاتوری هم به دردم نمی خوره چون خودم می تونم خالق نظم جديدی باشم که به درد دنيای امروز بخوره. اون احترامی که از ترس و اجبار به بزرگترها می گذارم رو با احترامی که از روی عشق و علاقه به اونها خواهم گذاشت جايگزين می کنم که البته اين فقط شامل بزرگترهای واقعی خواهد بود و شعبون بی مخ ها رو در برنمی گيره. اون کسی هم که گفته «بزرگی به عقل هست نه به سال» از همه بزرگترهای ما بزرگتر بوده، چرا حرفشو رد می کنی تو که اينقدر سنتی هستی؟ يک کمی تغيير و شهامت لازمه. اگه قرار بود انسان مثل پدر و مادرش زندگی کنه من و تو هنوز به مرحله غار نشينی هم نرسيده بوديم. خوب بود؟

   + Mandana In Red ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()