Mandana In Red

مردم از خوشی، خدايا غم برسون.

به به چه همه امکانات اين بالا رديف شده ( بيخود نگردين که شما نمی بينين! منظورم توی صفحه مديريت کاربرد هست.)

ولی چه فايده که وقتی می خوام وب لاگ خودمو ببينم می گه:

You are not authorized to view this page

برم به کی بگم که من اجازه ديدن نوشته های خودم رو هم ندارم؟ به کی بگم هموطنان محترم بنده در انجمن طنز سايت پرشين تاک به کسی که اصلا نمی شناسند توهين می کنند چون طرف افغانی هست؟ و پز فرهنگ ايرونی رو می دن؟

يعنی هنوز بايد فرق فرهنگ رو با ميراث فرهنگی براشون توضيح بدی؟ بگی که آقاجون تخت جمشيد و فرهنگ آريايی و شاهنامه فردوسی و ديوان حافظ و امثالهم همه «ميراث فرهنگي» ماست نه فرهنگ! فرهنگ اون چيزيه که در جريانه و ميراث فرهنگی اون چيزی که توی موزه و بيابون و کتابخونه رها شده! صرف خريدن کتاب که فرهنگ مولف رو به ما تزريق نمی کنن! بايد هنوز توضيح بدی که حضرت آقا در همين زمانی که جنابعالی نشستين و با کامپيوتری که تمام قطعاتش از خاور دور آمده و تکنولوژی و نرم افزارش از اروپا و امريکا و تنها اتفاقی که ايرانی اين وسط باعث شده شکستن قفل نرم افزاريش بوده داری به صرف اينکه توی ايران دنيا اومدی به عالم و آدم فخر می فروشی و فکر می کنی شناسنامه صادره از ايرانت جای تمام فضايل انسانی و اخلاقی رو می گيره درواقع نفتت رو به مفت می فروشی و تکنولوژی رو به قيمت بالا می خری و مياری که توی انجمن طنز به ديگر ملل فحش بدی! هم آبروی ايران و ايرانی رو ببری و هم قوم آريا رو پشيمون از کوچ! قوم آريا دفعه ديگه که دنيا بياد اگه از يخبندان سيبری بميره هم پاشو اين طرفها نمی گذاره. چه سو استفاده ها که از اين کلمه و ميراث فرهنگی آريا نکرديم. حالا جالبه توی ايران که چهار راه حوادث منطقه بوده و گذشته از ساکنان بومی خودش که چند هزار سال قبل از آريايی ها اينجا بودن انواع و اقسام قوم و قبيله اومده و مونده و رفته و ... بعد همه ما هم مطمئنيم که از فقط آريایی هستيم و بس! يارو بلوچ باشه يا تهرونی يا اهل خوی از هرکی بپرسی می گه من آريايی ام! انگار عربها و مغولها و ... همه اجاقشون کور بوده!

به هرحال فعلا که نشستيم و دلمون رو خوش کرديم که آريايی هستيم و بابت همين همه دنيا بايد بيان دست بوس و خراج گزار ما بشن! ما هم يله بديم و فک بزنيم.

به قول ناپلئون تنها چيزی که حد و مرزی نداره خريته. ولی به جاش آريايی هستيم. بازمانده کوروش بزرگ که همه رو برابر می دونست. برای همين هم خوش نداريم افغانی رو آدم حساب کنيم. و همچنين بازمانده داريوش، بزرگترين مديری که دنيا به خودش ديده. برای همين هم اينقدر خوب از امکانات موجود بهره می بريم و می سازيم و پيش می ريم!

تازه هر کسی هم که بگه نادرشاه بد کرد رفت به هندی ها حمله کرد و کشت و غارت کرد می شه انيرانی! برای اينکه ماشاالله هزار ماشاالله از بس روشنفکريم همه چيز رو سياه و سفيد می بينيم. اگه نادر کارهای خوبی کرده يعنی که کار بد نکرده! و نقد نبايد کرد. بايد تملق گفت و چشم بر واقعيت بست چون آريايی هستيم! به روح بزرگ کوروش بزرگ که از اون بزرگتر نمی شناسم قسم که قوم آريا اگه مثل ما بود الان به جای افتخار افتضاح باقی گذاشته بود و ما حاضر بوديم خودمون رو عرب جلوه بديم و اصلا منکر مهاجرت آريايی ها به نجد ايران بشيم.

کاش يک روزی تمام اين پايه های پوشالی فرهنگ ما فرو بريزه ولو به قيمت پاک شدن نام ايران از تاريخ و جغرافی. همه شرافت انسان به انسان بودنش هست. اگه قراره فقط شکل انسان باشيم ولی مثل قورباغه های ته جوب توی لجن زندگی کنيم زندگی رو می خوايم چيکار؟

ماندانا

برای شنيدن همه جور فحش و ناسزا هم آماده ام. چون اعتقاد دارم آدم بايد به يک دردی بخوره. اگه وجود من به اين درد می خوره که ديگران با فحش دادن به من عقده هاشونو خالی کنن و حالشون بهتر بشه من مشکلی ندارم. چون گفته های اونها فقط توی ذهن خودشونه و در اصل وجود من تاثيری نداره. من هم از خودم مطمئن هستم.

   + Mandana In Red ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()