Mandana In Red

من چه کنم وقتی هنبونه به موش کار داره؟

واقعا که در دوران تسلط رسانه های ارتباط جمعی بر زندگی انسان و نفوذ غيرقابل کنترلشون به حريم شخصی زندگی کردن جريان همون موشی می شه که به هنبونه کار نداره ولی هنبونه به موش کار داره... من هرچی سعی می کنم رسانه های ارتباط جمعی رو با رسانه های ارتباط شخصی جايگزين کنم که حتی الامکان انگيزه گير دادن و نوشتن پيدا نکنم بازم خبرهايی که نبايد از طريق ايميل به دستم می رسه. خوب اين بابا رئيس کميته فرهنگی فدراسيون فوتبال ايران راست می گه ديگه... اين بازيکنهای فوتبال ايران چيشون مثل اروپايی هاست که می خوان مدل ريش و موی دل پيرو و باجو رو تقليد کنن؟‌ زمينشون؟‌ چمنشون؟‌ مربيشون؟‌ امکاناتشون؟ حقوقشون؟ فدراسيونشون؟ ای بابا يک کم به هارمونی فکر کنين... خوب وقتی فدراسيونتون اونه و امکاناتتون اين، طبيعيه که بايد قيافتون هم مثل مادرمرده ها باشه ديگه. چرا بيخودی خودتونو مثل بازيکنهای خارجی آرايش می کنين؟ که حداقل حفظ ظاهر کنين بگين بابا ما چيزی از شما کم و کسر نداريم؟ نه خير دارين خيلی هم دارين. حالا در جهت انجام فرمايشات اون جناب لطف کنين و از هرگونه تقليد از بازيکنهای خارجی دست بردارين و ايرانيزه بشين. ايضا از هرگونه پاس دادن مثل آلبرتينی و شوت کردن مثل اينزاگی و دفاع مثل نستا (‌خوب مگه چيه؟ من از ايتاليايی ها خوشم مياد و اگه فحش نمی دين از آلمان ها هم) شديدا خودداری بورزيد.

با سپاس - ماندانا

   + Mandana In Red ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()