Mandana In Red

ولایت ایران و مملکت دوبی

اگه اهالی ولایت ایران هر کدوم سرسوزنی از وطن پرستی مش قاسم رو داشتن ها الان توی کانالهای ماهواره ای در پیتی شاهد تبلیغی نبودیم که بگه : " برای سفر به اصالت نیاکان و قوم آریا بیاین دوبی برین کافی شاپ فلان و توی استکان کمرباریک - که حتما 3200 سال پیش که آریایی ها مهاجرت به نجد ایران رو آغاز کردن وجود نداشته - چایی محصول شرق دور رو بخورین!" تا خودمون هستیم نیازی به دشمن نداریم. حالا دیگه از نژاد آریا و اصالت ایرانی و ته مونده عرق ملی برای رونق چایخونه های دوبی سواستفاده می کنن. یعنی برای مستفیض شدن از اصالت ایرانیمون باید ریال بی زبون رو تبدیل به دلار و دینار کنیم بریم دوبی اونجا یه چایی کوفت کنیم. (حیف که در حوصله وب لاگ نیست وگرنه چندتا فحش آبدار نثارشون می کردم که حداقل دلم خنک شه. در ضمن بنده معتقدم هرچی به وجود اومده حتما بهش نیاز بوده و کاربردی داشته از جمله فحش و از اینرو اصلا معتقد به عدم استفاده به موقع و صحیح از فحش نیستم؛ آدم عاقل به جاش مودب حرف می زنه به جاش هم فحش رو می کشه به هیکل طرف) یعنی با سفر به تخت جمشید و پاسارگاد و همدان و شوش و خوزستان و کرمانشاه و بوشهر و شهر سوخته و ... به اصالت و فرهنگ ایرانی و آریایی نمی رسین ولی با یه چایی خارجی توی دوبی می رسین. آخه آدم چی به اینا بگه؟... اگه چایخونه های بلخ و هرات و دوشنبه همچین ادعایی می کردن به خدا قابل قبول بود. فرهنگ آریا فقط شده چایی و قلیون و دیزی و چلوکباب که اینها هم انحصارا در دوبی دست یافتنی است. بری توی تهرون چلوکباب کوبیده بخوری احتمالا به سبک  دون خوانی زندگی کردی.

البته هرکسی و هرچیزی اگه جای درست قرار بگیره خوبه و جواب می ده. مثلا اگه وزارت ارشاد ما با دولت ایتالیا لابی کنه و طراح این آگهی رو به سمت وزیر جهانگردی ایتالیا برسونه کار ما سکه می شه. چون حتما طرف تبلیغ می کنه که جهانگردان گرامی برای چشیدن طعم واقعی پیتزای ایتالیایی برین پیتزا فروشی های تهران. چی می شه. همه باید کار و زندگی رو تعطیل کنیم بریم پیتزا فروشی بزنیم که جواب این همه توریست گشنه و مشتاق غذای ایتالیایی رو بدیم. حیف که دست روزگار باز هم مهره ها رو عوضی جابه جا کرده ... دوباره مضمون همون شعری که فردوسی بعد از بی مهری سلطان محمود راجع به خودش گفته تکرار شد:

 

یکی ابلهی شب چراغی بجست

که با وی بدی عقد پروین درست

فروزش از ماه و خورشید بود

سزاوار بازوی جمشید بود

خری داشت آن ابله کوردل

که با جانش بد جان خر متصل

چنان گوهری را که ناید به دست

چنان دان که بر گردن خر ببست

من آن شب چراغ سحرگاهیم

که روشن کن ماه تا ماهیم

چه گویم مرا بخت ابله شعار

ببسته است بر گردن روزگار

 

 

چه گویم که این عربها در تمام طول تاریخ دشمنهای ایران و فرهنگ ایرانی بوده و هستند، همین الان هم همه تلاششون رو می کنن که خلیج فارس رو بکنن خلیج عربی و باز هم ما خنگا برای هر کار غیرضروری بلند می شیم می ریم دوبی که بهشون پول برسونیم تا خرج تبلیغات ضدایرانیشون بکنن. از همه بدتر به انگیزه رسیدن به اصالت ایرونیمون می ریم اونجا. کاش برای جذب شدن به فرهنگ عربی می رفتیم. حداقل راه در جهت هدف بود. نه الان که به کشور بزرگ ایران فکر می کنیم و به شیخ نشین های فسقلی عربی می ریم.(همچنین من به حسن همجواری معتقدم ولی با حفظ جذبه و نگه داشتن گوش طرف در دست تا به محض شیطنت خوب کشیده بشه)

ماندانا

 

   + Mandana In Red ; ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ دی ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()