نصفه شبی آنژیو کت چنده؟

نصفه شب مریضتو می بری اورژانس. زیربغلشو دونفری گرفتین که نیفته، تا صندلی اتاق دکتر می رسونیدش. دکتر میاد توی اتاق می شینه روی صندلیش به مریض می گه بیا جلو!!!! مریض و صندلیش رو می بری جلوی دست آقای دکتر. یه نبض و فشار خون و شرح حالی که خودت می گی و کسی ازت نمی پرسه. دستور سرم و آمپول می ده که بدی به پرستار اورژانس. توی تاریکی نشسته، دگمه های کیبورد رو نه حفظه نه توی اون نور کم مانیتور می بینه. نه تا انگشتش مرخصی ان، با یه انگشت می خواد اول قبض رو صادر کنه بعد بیاد سرم رو به بیمار برسونه. قیمت آنژیوکت رو هم نمی دونه، چندبار باید صدابزنه از خانم فلانی بپرسه که اونم جوابی نداد و آخرش از کجا آورد خدا می دونه. تازه باید بری پولشو بدی. صندوق دار انگار حالیش نیست که مریض آوردی بخش اورژانس بخوابونی، نیومدی کافه گلاسه بخوری! بالاخره مریض به سرم می رسه.

بقیه داروها رو باید بری از بیرون بگیری. یه ابله بیکار بی ام و سوار نصفه شبی هیچکسو گیر نیاورده می بینه فولکس از هیچی بهتره، باهات کورس می ذاره. وقت هم نداری بهش بگی بی شعور با تو کل کل ندارم، مریضم روی تخت اورژانسه! یه دیوونه هامر سوار دیگه هم اول یه راه مشتی بهت می ده که رد بشی بعد در اولین فرصت میاد جلوت راهتو بگیره.

داروخانه شبانه روزی درش بسته است و چراغ هاش یکی بود یکی نبوده. یه نفر اون تو هست. می زنی به شیشه میاد در شیشه ای جلو رو با کنترل باز می کنه و از لای حفاظ کرکره ای دفترچه رو می گیره که بره نسخه رو بپیچه. خب اگه واسه تو ناامنه واسه من هم هست دیگه. من این بیرون واستم؟؟؟ باشه، ما که به این شلی ها از چیزی نمی ترسیم ولی این رسمشه؟؟؟ چند دقیقه صبر می کنی تا صندوق دار با کیسه داروها بیاد و از لای حفاظ دارو و پول رو رد و بدل کنی. نفر بعدی رو بگو که چهار صبح این پشت علاف واستاد که قرص پشه بگیره! چه دل خجسته ای. این در شیشه ایشون هم خرابه هی بسته می شه و کافیه دستتو دیر بکشی عقب که نصفه شبی سر خودتت هم یه بلایی بیاد.

نه خداییش حقمون چیزی غیر از همین شرایطیه که داریم؟؟؟

/ 2 نظر / 34 بازدید
سام وان

موافقم - حال آدم بد میشه از این همه مشکل تو بیمارستان ها واقعا که . ممنون موفق باشی(م) بیا به ما هم سنگ! بزن

سمیرا

انشالاه که به خیر گذشته ماندانا جون. ولی واقعا گذر آدم به این جاها نیفته. راستی چه خوبه که گه گداری می نویسی. نمیدونستم . امروز لینکشو تو فیس بوک دیدم. نقاش مرده: با حال بود.