من از وسیله نقلیه عمومی استفاده نمی کنم -- معمولا!

باز آلودگی هوای تهران زیاد شد و بحثش داغ. مجری های رادیو هم خیلی علاقمند هستن با صداهای خوشحال و هیجان زده همه رو به استفاده از وسائل حمل و نقل عمومی ترغیب و تشویق کنن و استفاده از ماشین شخصی رو مذموم جلوه بدن. در کل با این تئوری موافق هستم ولی کاش دوستان رادیویی و مدیرانی که دست اندرکار هستن یه خورده واقعی تر مسائل رو تحلیل کنن بلکه به راه حل های واقعی و عملی برسیم.

من خودم از وسائل حمل و نقل عمومی استفاده نمی کنم به چند دلیل:

1- من با پدرم کار می کنم. نه شرایط فیزیکی پدرم بهش اجازه می ده که هر روز صبح و عصر کلی پیاده راه بره تا به وسائل نقلیه عمومی دسترسی پیدا کنه، نه مسئولیت هاش می ذارن که کارش رو تعطیل کنه و بشینه توی خونه. اگر هم یه طرحی رو اجرا کنن که من نتونم با ماشین خودم برم، باید زنگ بزنم به آژانس، یعنی به جای اینکه ماشین من یه بار صبح بره و یه بار عصر برگرده، آژانس محل سکونت ما یه بار صبح باید بره و بیاد و آژانس محل کارمون یه بار دیگه عصر بره و بیاد تا پدرم بتونه به کارش برسه که می شه چهاربار رفت و آمد و ایجاد ترافیک و آلودگی و مصرف بنزین و استهلاک ماشین به جای دوبار. مشکل کلی: ما کلی آدم مولد توی این شهر داریم که در شرایط مشابه پدر من هستن، به دلیل تجربه و مسئولیت نمی تونن کارها رو رها کنن، ولی با وسائل نقلیه عمومی هم نمی تونن صحیح و سالم هر روز برن و بیان.

2- وسائل نقلیه عمومی همین ماشین های ساخت داخلیه که دست راننده های تاکسی و اتوبوس ایرانی هستن که اکثرا هیچ اهمیتی به درست کار کردن و سرویس به موقع ماشین نمی دن دیگه. دود اتوبوس ها رو که حتما دیدین، خیلی از تاکسی و مسافرکش ها و آژانس ها هم موتور ماشینشون تنظیم نیست و چه بسا که روغن سوزی هم داره و بازم بهش اهمیتی نمی دن. اون روی کاغذ و توی تئوری هست که یه ماشین که چند نفر رو جا به جا می کنه آلودگی کمتری باعث می شه تا ماشینی که یکی دو نفر رو می بره و میاره. درعمل و توی تهران عزیزمون، ماشین نوی من که عین شیر بالا سرشم و تا عطسه می کنه وسط نمایندگیه و هر هزاروپونصد کیلومتر می ره تنظیم موتور - به خاطر بنزین هایی که می دونم وضع حسابی ندارن و هوای آلوده شهر نمی زارم به پنج هزار کیلومتر برسه - خیلی آلودگی کمتری رو ایجاد می کنه. مشکل کلی: به فرهنگ راننده ها و سلامت وسائل نقلیه عمومی توجه جدی داشته باشیم! اگرنه وسیله نقلیه عمومی معیوب از ماشین شخصی بدتره!

3- من به دلایل متفاوت، تربیت، سلیقه، شان اجتماعی ... هر روز حموم می کنم، لباس تمیز می پوشم، عطر می زنم و سعی می کنم حداقل بوگند ندم! خلاصه کلی وقت و هزینه دارم برای تمیزی و شخصیتم صرف می کنم. کافیه توی یه آژانس، تاکسی یا مسافر کش بشینم تا تمام وقت و هزینه ای که کرده ام به باد فنا بره و تمام روز هم اعصابم از بوی گندی که گرفته ام خورد باشه! بهترین حالت اینه که ماشین ها یه بوی چربی ملایمی می دن. خیلی از ماشین ها بوی زیرسیگاری یه سال خالی نشده رو می دن و تجربه سوار شدن به ماشین هایی که بوی طویله می دن رو هم زیاد دارم؛ بعضی از راننده ها رو هم که چی بگم، انگار اسم حموم و لباس تمیز رو تا حالا نشنیدن. به تاکسی و مسافرکش نمی شه گفت، ولی بارها به آژانس محل زنگ زده ام و گفته ام که به این راننده هاتون توضیح بدین که درسته ماشین مال خودتونه، ولی شما دارین با این ماشین به دیگران سرویس می دین و حق ندارین باعث بوگند گرفتن و آبروریزی شون بشین! گروگان که نگرفتین، مسافر سوار کردین و دارین ازش پول می گیرین؛ کسی که بعد از پیاده شدن از آژانس منو می بینه که نمی دونه قبل از سوار شدن به این ماشین بو نمی داده ام و از ماشین بوده که بوی کثافت گرفته ام! آبروی من می ره! مشکل کلی: راننده های ایرانی اکثرا فرهنگ کار خدماتی ای رو که به اختیار یا اجبار به عهده گرفته ان رو ندارن. دیگران هم که گناه نکرده ان که تقاص بی فرهنگی اونها رو بدن.

4- در مورد آژانس و تاکسی، سالهاست که پرداخت کرایه تبدیل به نبرد و بحث و جنگ اعصاب شده. لزوما مبلغی که بیشتر و به ناحق می خوان مبلغ زیادی نیست، ولی این حس که طرف می خواد سواستفاده بکنه ناخوشاینده؛ اگه به هر دلیلی بهش این پول زور رو بدی یه جور اعصابت خورده، بخوای بحث کنی و ندی یه جور دیگه. من فکر می کنم بهتره اعصابم رو برای کارهای مهم تری مثل مشکلات جدی کار نگه دارم. نه من اعصاب نامحدود دارم نه جامعه مون خیلی باغ دلگشاست که بقیه چیزهاش از دلم دربیاره و تمدد اعصاب کنم!!! مشکل کلی: بازم فرهنگ راننده ها و هرج و مرج قانونی یا قانونی که دم دست و قابل اثبات و استفاده نیست!

 

5- توی تاکسی و آژانس و ماشین های مسافرکش دوتا مشکل جدی و شایع دیگه هم داریم. یکی اینکه تا می شینی توی ماشین راننده شروع می کنه به آه و ناله و زاری و از غم و غصه و گرفتاری و مریضی و بدبختی هاش نالیدن! یا قصدش باز گرفتن پول بیشتره، یا گوش مفت گیر آورده. خب به من چه! مگه من مشکل و گرفتاری ندارم؟ مگه من از فولادم؟ مگه من حلال مشکلات توام؟ این رسما یه نوع شکنجه غیرانسانیه. نه می تونی بهش بگی ساکت شو، نه می تونی وسط راه پیاده شی و خودتو خلاص کنی. یه مشکل دیگه با موبایل حرف زدن و اس ام اس زدن و بدرانندگی کردن راننده هاست. اینها نمی فهمن که راننده به کسی می گن که سرنشین ماشین رو هم به لحاظ فیزیکی و هم روانی صحیح و سالم برسونه به مقصد. چه فایده اگه اعصاب من تا رسیدن به مقصد از دست رفتارهای احمقانه تو له شده باشه؟ و مگه من دیوانه ام سلامت و جونم رو بدم دست توی احمق که باهاش بازی کنی تازه پول هم بهت بدم؟ ببخشید! خیلی وقت ها هم که تصادف می کنن و یه بلایی سر مسافر میارن و حداقل اینکه وقتشو تلف می کنن. مشکل کلی: باز هم فرهنگ ایرانی!

درباره اتوبوس و مترو هم خیلی مشکلات مشابه وجود داره که دیگه گفتن نداره...

خب دوستان رادیو و مدیران گرامی، با این شرایط بازم می خواین برامون از فواید استفاده از وسائل نقلیه عمومی تعریف کنین؟

ماندانا

/ 1 نظر / 82 بازدید
محسن

اینکه به این مسئله با نگاهی متفاوت پرداختید خیلی خوبه ولی به نظر من کلامتون محترمانه نبود. بخصوص در ارتباط با قشری خاص.... اگر فکر سازنده ای دارید به تن آن پیراهنی شایسته کنید.